دکتر مرتضی افصحی
16 یادداشت منتشر شدهاز شکست های اجتماعی چه میتوانیم بیاموزیم؟

شکست های جامعه و آموختن
زندگی ما با اشیای شکسته پیوند خورده است.دسته دری که چند سال است گیر میکند و به خودمان میگوئیم بالاخره روزی درستش میکنیم یا کیف یا کفشی که آسیب دیده و هنوز کار میکند،ما رابطه ویژه ایی با این شکسته بسته ها داریم ،انگار خودمان از گذشته شان با خبریم و رازشان را میدانیم،به همین دلیل جای تعجب ندارد که خیلی از آدم ها نمیخواهند چیزهای شکسته شان را با چیزهای جدید جایگزین کنند.حتی گاهی چیزهای شکسته از نسخه سالمشان بهترند.چیزهای شکسته مارا به مراقبت ،شفقت و گشودگی فرا میخوانند،شاید وقت هایی که چیزی میشکند،تازه میشود آن را شناخت و ترمیم کرد.از دیدگاه هایدگر،چیزی که از کار افتاده،اغلب بیش از چیز سالم در برابر ما حاضر میشود.دیگر نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم،به چشم می آید ،بررسی اش میکنیم و میکوشیم بفهمیم چطور میشود درستش کرد این موضوع نه فقط در مورد اشیا،بلکه درباره دیگر انسان ها،عرف های اجتماعی ، روابط،نظریه های علمی و نهادها هم صدق میکند، تا وقتی چیزی کار میکند در ناآگاهی به سر میبریم،اما وقتی میشکند ناگهان آگاه میشویم پیگیرش میشویم تازه شروع میکنیم به فهمیدنش و اگر در مسیر فهمیدنش پیش برویم،به درکی تازه از دنیا می رسیم.نگاهی که به ما یاد آور میشود،شاید همه ما انسان ها نیز نوعی اشیایی شکسته هستیم،یا در مسیرشکستن قرار داریم.احتمالا به این ترتیب،روادارتر و مقاوم تر خواهیم شد.