استاد عبدالحمید بدیع الزمانی

15 آبان 1404 - خواندن 11 دقیقه - 5698 بازدید

از شاگردان برجسته خاندان علمی و فرهنگی سجادی میتوان به استاد عبدالحمید بدیع الزمانی ملقب به بدیع الکتاب و متخلص به مهی اشاره کرد. استاد بدیع الزمانی عضو هیات علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، استاد ادبیات عربی دانشکده معقول و منقول (دانشکده الهیات)، متخصص ادبیات عرب، محقق، روزنامه نگار، دبیر و در عرصه شعر فارسی و عربی از شاعران توانا به شمار می رفتند. ایشان سال ۱۲۸۲ در شهر سنندج که یکی از مراکز قدیمی فرهنگی و علمی کردستان است، ولادت یافتند.

دوران تحصیل و اساتید برجسته استاد
وقتی که پنج ساله بودند مدتی در مکتب خانه نزد ملا عبدالکریم دبیری درس خواندند. به مدرسه سعادت و اتحاد و محمدیه (هر سه مدرسه مذکور با همکاری معنوی رکن الاسلام و مادی نظام الاسلام تاسیس شد.) رفتند و در آن مدارس مشغول تحصیل علم شدند. مدتی هم در مدرسه آلیانس تحصیل نمودند. در مدرسه محمدیه که بعدا به احمدیه تغیر نام یافت بدیع الزمان نزد حاج میرزا سید نجم الدین سجادی (پدر علامه سید علا الدین سجادی استاد دانشگاه بغداد و صاحب تالیفات عدیده ، وزیر آموزش و پرورش و اوقاف عراق) صرف و نحو را آموختند. درس فقه را نزد ملا سعد الدین ملقب به سعد الشریعه آموختند. دروس دیگر را نزد شیخ لطف الله ملقب به موید الکتاب و سیدمحمد سجادی مشهور به جناب آقا (اولین نسلی از خاندان سجادی سنندج که به طور رسمی معلم بودند، ضمنا ایشان یکی از برادران جناب نظام الاسلام هستند.) و غلام علی اردلانی و شیخ محمد امین و ملا محمد علی یاد گرفتند. بدیع الزمان سنندجی از دست اساتید برجسته از جمله شیخ حیب الله مدرس روحانی کاشتری (پدر بابا مردوخ روحانی) و ملا عبدالعظیم مجتهد (فرزند ملا عبدالمجید) و ملا محمد مولانا (نوه علامه احمد نودشی) اجازه نامه هایی دریافت کردند که به تایید علمای کردستان من جمله جناب سید عبدالعزیز شیخ الاسلام (همسرشان خواهر جناب رکن الاسلام و دخترشان هم همسر جناب نظام الاسلام بوده. ایشان پدر سیدمحمد شیخ الاسلام استاد دانشگاه تهران هستند.) و جناب مستطاب سیدمحمد باقر رکن الاسلام (برادرزاده جناب مستطاب سید عبدالرحمان نظام الاسلام) و شیخ محمد مردوخ (نویسنده کتب عدیده) رسیده بود. ایشان علاوه بر زبان مادریشان یعنی کردی به زبانی های عربی و فارسی و انگلیسی و فرانسه تسلط داشتند. 



دوران اشتغال
در اواخر حکومت سلسله قاجار مدتی استاد بدیع الزمانی در فرمانداری سنندج سمت منشی داشتند. بعد از سر کار آمدن حکومت پهلوی مدت 2 سال در شهر کرمانشاه و روانسر معلم خصوصی بوده اند. لازم به ذکر است معلم فرزندان عباس خان سردار رشید اردلان (حاکم روانسر) بوده اند. در سال 1308 به استخدام وزارت فرهنگ (اموزش و پرورش) درآمدند. سال ۱۳۰۸-۱۳۱۰ در مدرسه ممتازیه به تدریس پرداختند و در سال ۱۳۱۰-۱۳۱۱ مدیر مدرسه ممتازیه سنندج بودند. اما در اثر اختلافاتی که با خانواده میرزا علی نقی ملقب آصف دیوان داشتند با درخواست خود به کرمانشاه منتقل شدند. (حتی این مسئله باعث شد فامیلی خود را تغییر بدهند) در سال 1312 به اداره نظام وظیفه بعد به تیپ کرمانشاه و بعد از آن به دبیرستان نظام کرمانشاه و در سال 1320 به تهران منتقل و با نوشتن شعری با این مضمون که میخواهند از ارتش استعفا بدهند برای ریاست ارکان حرب کل قشون سرلشکر عزیز الله ضرغامی (رییس ستاد ارتش) توانستند از ارتش بیرون بیایند. سرلشکر ضرغامی با دیدن اشعار گفتند که این مرد چه میخواهد؟ هر چه میخواهد به او بدهید. چند سال در روزنامه اطلاعات و کیهان به عنوان روزنامه نگار کار کردند و چند سالی هم مدیر روزنامه کردستان بودند که به زبان کردی در شهر تهران منتشر می شد. مدتی در سفارت سوریه و عربستان سعودی به کار مترجمی اشتغال داشتند. در سال 1321 به وزارت فرهنگ برگشتند و در دبیرستان های دارالفنون و امیر کبیر و ادیب و گوهرشاد به تدریس عربی پرداختند. از سال 1335 به بعد در دانشکده ی ادبیات معقول و منقول آن زمان دانشگاه تهران به تدریس پرداختند و تا دو سال قبل از وفاتشان تدریس مینمودند.
چند خاطره ای از استاد
آقای میرزا سید علی مدرس سجادی (فرزند نظام الاسلام و برادر زاده جناب آقا، جزو دومین نسل معلم از خاندان سجادی سنندج و فارغ التحصیل در مقطع کارشناسی الهیات از دانشگاه تهران) به دیدن آقای عبدالحمید بدیع الزمانی میروند که آن موقع استاد دانشگاه تهران بودند. بعد از بازگشت به سنندج برای پسرشان دکتر سیدمحی الدین سجادی (جراح و متخصص قلب، ساکن لس آنجلس آمریکا) تعریف میکنند: که بدیع الزمان بدون ثبت اسامی در دفتر از همان روز اول همه اسامی را با نام خانوادگی حفظ بودند. حتی یکی از شاگردانشان را که بعد از چند سال میبینند نام و فامیلش را هنوز فراموش نکردند. ایشان چنان اندیشه و ذهن وقادی داشته حتی دفترچه تلفن هم نداشتند. بیشتر کتاب هایی که استاد داشتند در حاشیه آن ها مکتوباتی نوشته اند و گاها اشتباهات صاحب تالیف را اصلاح کرده اند.
علامه ملا محمود مفتی (مفتی و قاضی سنندج) برای استاد میرزا سید بهاء الدین سجادی (فرزند میرزا سیدعلی مدرس، جزو سومین نسل معلم از خاندان سجادی سنندج و فارغ التحصیل در مقطع کارشناسی جامعه شناسی از دانشگاه تهران) تعریف میکنند: کتابی به رسم امانت به میرزا عبدالحمید دادم که که مطالعه بکند او فردای آن روز برگشته و کتاب را برایم آورده. به عبدالحمید گفتم چه عجله ای بود؟ کتاب را نگه میداشتی. او پاسخ میدهد که کتاب را مطالعه کرده. جناب مفتی میگویند که چگونه یک شبه آن را خواندی؟! بعد از آن هر سوال سخت و دیر فهمی که از آن کتاب از استاد بدیع الزمانی میپرسند علاوه بر جواب دادن به صفحه ای که حاوی پاسخ آن سوال هست اشاره میکردند.
لازم به ذکر است استاد مهی علاوه بر دوستی با میرزا سید علی (فرزند جناب نظام الاسلام) با قاضی حاج سیدعبدالمجید (فرزند جناب مجد الاشراف) هم سابقه دوستی و مراوده داشتند.



شاگردان استاد
آقای پروفسور سیداسعد شیخ الاسلامی (فرزند سید محمد شیخ الاسلام و نوه ی سید عبدالعزیز شیخ الاسلام) موسس رشته دانشگاهی فقه شافعی در دانشگاه تهران- آقای دکتر سیدعبدالمجید حیرت سجادی ( فرزند رکن الاسلام و نوه ی آقا بابا سید) نویسنده کتب عدیده و استاد دانشگاه رشته ادیان و عرفان دانشگاه تهران– آقای دکتر مصطفی خرم دل پژوهشگر و ارتقا دهنده دانشگاه کردستان از دانشکده به دانشگاه - آقای دکتر احمد مهدوی دامغانی استاد دانشگاه هاروارد - آقای دکتر مهدی محقق رییس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی تهران- آقای دکتر هوشنگ زندی استاد دانشگاه – آقای دکتر سیروس شمیسا استاد دانشگاه علامه طباطبایی- آقای دکتر سید امیر محمود انور استاد دانشگاه تهران - آقای دکتر جمشید آزادگان - آقای سرهنگ یحی ناصر مستوفی برادر مادری استاد.
تالیفات
استاد بدیع الزمان کردستانی بیش از 40 اثر گران بها به رشته تحریر در آوردند که متاسفانه فقط 10 جلد آن چاپ شده است. برجسته ترین مکتوبات ایشان تعلیقاتی است که هنگام مطالعه کتب ممتاز بر حاشیه صفحات نگاشته اند. از دیگر آثار این استاد فقد میتوان به یاداشت ها و حواشی مفید بر کتب قاموس اللغه مجدالدین فیروز آبادی خزائن الادب فی اشعار العجم و العرب دیوان غزلیات فارسی مثنوی بوسه نامه کلمات عالیات و شرح ضادیه طرماح بن حکیم الطائی اشاره کرد. کتاب هایی هم برای دانش آموزان نوشته اند از جمله: دروس عربی حدیث و نهج الحدیث و قرائت دستور زبان فارسی برای سال اول تا چهارم دبیرستان . لامیه الکردیه و تاریخ و ادبیات عرب و کتابی هم در باب شرح حال شاعران مشهور کرد و عرب و فارس نوشته اند. کتاب مجمل التواریخ و القصص اثر محمد تقی بهار ملقب به ملک الشعرا هم نقد کرده اند. کتاب معیار القروض فی علم العروض معروف به عروض مهی هم اثر ایشان هست.
نسب اجداد

استاد عبدالحمید بدیع الزمان فرزند میرزا عبدالمجید ملقب به مجدالممالک، نوه ی میرزا شکرالله منشی ملقب به فخرالکتاب و نتیجه ی میرزا عبدالله خطاط متخلص به عرفان هستند. نسب اجدادشان به ملا مصطفی که از کرد های خرم آباد بوده میرسد. اعلاجدشان یعنی میرزا عبدالله پیشکار علی اکبر خان شرف الملک و جدشان میرزا شکر الله بعد از فوت پدرش منشی شرف الملک شده است. میرزا شکر الله طبع شعر داشته و فخری تخلص میکرده و کتاب تحفه ناصری را در باب تاریخ جغرافیای کردستان نوشته است. این کتاب را هم پدربزرگشان برای ابوالقاسم ناصر الملک نگاشته بودند که بعد از اینکه میانشان با ناصر الملک حاکم کردستان بهم خورند، جلای وطن میکنند و به تهران میروند تا نسخه ای از کتاب را به مظفرالدین شاه پیشکش نمایند و با عطای مواجب مفتخر گردند. بعد از ورود به تهران نسخه ای از کتاب را به نایب السلطنه قاجار تقدیم میکنند، بعد از یکسال فوت میکنند. ضمنا میرزا شکر الله مالک چند پارچه آبادی در منطقه دهگلان بودند. پدرشان هم میزا عبدالمجید در سنندج مدتی منشی میرزا یوسف مشیردیوان بوده است. بعدا کارمند ثبت احوال میشوند و مدتی ریاست ثبت احوال سنندج و بوشهر را بر عهده داشته اند. میرزا عبدالمجید حتی در اواخر عمر ریاست ثبت اسناد تهران را هم برعهده داشته اند. در ایام کودکی، قبل از اینکه پدرشان به تهران برود به علت اختلافاتی که با مادر عبدالحمید داشتند از هم طلاق میگیرند. 

 وفات
در اوایل سال 1356 شمسی استاد در بستر بیماری افتادند. بعد از چند ماه دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان غدد لنفاوی حنجره و گردن در بیمارستان داریوش کبیر تهران در روز پنجشنبه پنجم آبان سال1356 علاوه بر تلاش دکتران برای نجاتشان در سن 7۴ سالگی جان به جان آفرین تسلیم کردند. بعد از فوتشان در محله قلعه چهارلان سنندج هم کوچه ای به نام بدیع الزمان سنندجی به افتخار ایشان نامگذاری شد.
منابع

  1. سنندج قدیم
  2. علما و دانشمندان کردستان
  3. شاعران کرد پارسی گوی
  4. نامداران علم و فرهنگ
  5. ایینه سنندج
  6. سخنواران
  7. تاریخچه آموزش و پرورش
  8. تحفه ناصری
  9. تاریخ کرد و کردستان
  10. برخی از نوشته های پدربزرگم (سید میرزا احمد مالک) درباره استاد بدیع الزمان
  11. مصاحبه با افرادی که ایشان را میشناختند.