رصد و بررسی دیدگاه های رویکرد کلاسیک مدیریت در سازمان های فرهنگی

28 مهر 1404 - خواندن 4 دقیقه - 97 بازدید

رصد و بررسی نظریه های تیلور در سازمان های فرهنگی

دیدگاه تیلور بر چهار اصل (استانداردسازی، مزد مساوی در قبال کار مساوی، تخصص و مهارت و تجزیه و تحلیل مداوم شغل) استوار بود. براساس اصل استانداردسازی، ازآنجاکه فرهنگ امری پیچیده است، فقط می توان با کمی سازی و تعیین شاخص ها و متریکزهای مختلف آن را سنجید تا به استانداردی از کارهای فرهنگی دست یافت. طبق اصل سوم، به دلیل حساسیت امر فرهنگ و امور فرهنگی، چنانچه شرایط احراز شغل برای به کارگماری افراد در پست های سازمان های فرهنگی رعایت نشود، قطعا هدف گذاری، برنامه ریزی، اجرا، سنجش و پیامدهای برنامه های فرهنگی به سرانجام نخواهد رسید. براساس اصل چهارم، لازم است این نکته بیان شود که کارسنجی در سازمان های فرهنگی، امری بسیار مهم است؛ از یک سو پیچیدگی کارها و از سوی دیگر چابکی سازمان در برابر محیط سبب می شود که نتوان ساختار دائمی را برای سازمان فرهنگی در نظر گرفت. اگر سازمان فرهنگی، بزرگ باشد و واحدهای متعددی داشته باشد، نمی توان آن را براساس وظیفه، جغرافیا، ماتریسی و... تقسیم بندی کرد و به ناچار برای انجام کارها، لازم است هر واحد ساختار متناسب خود را داشته باشد.

همچنین براساس اینکه تیلور به «اصلاح فرایندها» اعتقاد داشت، لازم است فرایندها براساس وظایف کلی، فعالیت ها و اقدامات پایه گذاری شود؛ پس از آن شایستگی های شغلی تدوین و سپس براساس تسک های مختلف کارها به واحدها تقسیم شود.

رصد و بررسی نظریه های فایول در سازمان های فرهنگی

طبق دیدگاه فایول، مدیران سازمان های فرهنگی نیز به مهارت های مدیران صنعتی نیاز دارند؛ به عبارت دیگر، همان طور که مدیران صنعتی به مهارت های عام، خاص، فنی، جسمی و فکری نیاز دارند، مدیران فرهنگی نیز آنها را لازم دارند. همچنین اصول چهارده گانه او ازجمله تقسیم کار، اختیار، انضباط، وحدت فرماندهی، وحدت مدیریت، وابستگی منافع فردی به منافع کلی، جبران خدمات کارکنان، تمرکز، سلسله مراتب، نظم، عدالت، ثبات کارمند، ابتکار عمل و احساس یگانگی در سازمان های فرهنگی نیز قابل پیگیری و اجراست و زیربنای این سازمان ها را تشکیل می دهد. علاوه بر این، تاکید فایول بر «انعطاف پذیری» ازجمله اساسی ترین پایه های سازمان های فرهنگی را شامل می شود. انعطاف درون سازمانی و برون سازمانی در قبال محیط، می توان ماهیت فرهنگ و امر فرهنگی را آشکار کند و برنامه ریزی، اجرا و نظارت کارهای فرهنگی را ساده تر و اثرگذارتر نماید.

رصد و بررسی نظریه های ماکس وبر در سازمان های فرهنگی

سازمان های فرهنگی از تعداد افراد بسیاری تشکیل شده اند؛ ولی لازمه آنها نه فقط کارگران غیرماهر و نیمه ماهر، بلکه کارمندان ماهر است. ازآنجاکه ماهیت امور فرهنگی با پیچیدگی روبه روست، قرارگرفتن کارمندان خبره در جایگاه متناسب به شایستگی هایشان لازم است. همچنین - برخلاف دیدگاه وبر که معتقد بود ورودی و خروجی کار باید ساده باشد - به دلیل یادشده، این مسئله در مورد فرهنگ باورپذیر نیست؛ ولی لازم است کارمندان از شغل استفاده شخصی نکنند. دیدگاه وبر در سازمان های فرهنگی با عدم ارزیابی امور فرهنگی، عدم پاسخ به نیازهای محیطی، محدودیت در آزادی انجام کارها و... همراه است.