چرا طالبان حقوق بشر را نقض می کند؟
حقوق بشر به عنوان یک اصل جهانی، بر اساس کرامت انسانی، آزادی، برابری و عدالت بنا شده است. با این حال، گروه های افراطی و تروریستی مانند طالبان و امثال آن به طور سیستماتیک و خیلی سازمان دهی شده این اصول را نقض می کنند. در این جا به چند دلایل ایدئولوژیک، سیاسی و راهبردی این نقض ها می پردازیم.
1. ایدئولوژی افراطی و تروریستی گرایانه از دین و یا همان تفسیر من درآوری از دین
گروه های تروریستی و افراطی خصوصا بنیادگرایان تندرو دینی، معمولا دیدگاه افراطی و سخت گیرانه ای و بر اساس تفسیر خودشان از دین دارند، که آن را تنها مرجع قانون و مشروعیت حکومت و رفتار های خود می دانند. طالبان و امثال آن، برداشت خاص و بسته ای از شریعت اسلامی ارائه می کنند که با اصول حقوق بشری، و اصول بین المللی حقوق بشر (مانند آزادی دین، حقوق زنان، و حقوق اقلیت ها و غیره) و اکثرا با تفسیر حقیقی دین تضاد دارد. از این رو هر کسی که با آن ها مخالف باشد، یا انتقای نمایید "کافر" یا "مرتد" شمرده می شود و مستحق کیفر یا خشونت یا هم محکوم مرگ می گردد.
2. استفاده از خشونت برای کنترل جامعه
این گروه ها برای حفظ قدرت و حاکمیت خویش، با ایجاد ترس، از نقض حقوق بشر به عنوان ابزاری برای تسلط بر مردم و کنترل ذهن جامعه استفاده می کنند. ظلم های وحشت ناک خشونت، اعدام افراد در جلوی انظار عمومی، شلاق، محدودیت بر رسانه ها و ممنوعیت آموزش دختران، تهدید اقلیت ها و غیره… نمونه هایی از این نوع کنترل هستند که طالبان برای حفظ نظام استبدادی و ظالمانه ای خود، منحیث ابزار سیاسی آن ها برای خاموش کردن صدای مخالفان و جلوگیری از بروز اعتراضات مردمی استفاده میکند.
3. انکار ساختارهای حقوقی و بین المللی
طالبان و امثال آن اکثریت از حق ها مردم را که از حق های ذاتی و انسانی آنها است را بخشی از ارزش های "غربی" می دانند و آن را با هویت دینی خود ناسازگار معرفی می کنند. آن ها سازمان های جهانی مثل سازمان ملل را غیرمشروع دانسته و قوانین بین المللی و تعهدات بین المللی و حقوق بشر بین المللی را نادیده می گیرند. در نتیجه، خود را ملزم به رعایت هیچ قاعده ای، قانون، معاهدات، تعهدات، کنوانسیون یا توافق نامه حقوق بشری و بین المللی نمی دانند.
4. خشونت به عنوان اهداف جنگی
در استراتژی این گروه و مدرسه ای جنگی این نوع گروه ها، نقض حقوق بشر به عنوان یک تاکتیک استفاده می شود. استفاده از کودکان، نوجوانان و جوانان به عنوان سرباز، کشتار دسته جمعی غیرنظامیان برای ایجاد رعب وحشت، تبعیض و نسل کشی قومی یا مذهبی، اعمال فشار های گسترده، کوچاندن و بیرون راندن مردم از محله، منطقه یا سرزمین پدری و ملک خصوصی شان. این اقدامات نه تنها به قصد پیروزی در میدان نبرد، بلکه برای ایجاد رعب و حشت در جوامع محلی صورت می گیرند. تا مردم دیگر نتواند علیه آنها اقدامی انجام دهد.
از این روست که در مناطق تحت کنترل طالبان یا داعش یا دیگر گروه تروریستی، خبری از سیستم عدالت مستقل، رسانه آزاد یا نهادهای ناظر نیست. این شرایط باعث می شود هیچ مکانیسمی برای پاسخ گویی و بازخواست از این گروه ها وجود نداشته باشد و آن ها خود را فراتر از قانون تصور کنند. بنابراین رفتار طالبان و گروه های مشابه آن، نشان دهنده تضاد عمیق میان افراط گرایی خشونت بار و کرامت و ارزش های جهانی حقوق بشر است. مقابله با این پدیده نه تنها نیاز به مبارزه نظامی دارد، بلکه مستلزم آگاهی بخشی، آموزش، تقویت نهادهای حقوقی و دینی معتدل، و حمایت از جامعه مدنی است.