ساختار مشروعیت در دولت عثمانی: عصر عبدالحمید دوم ( 1909-1876 )
محل انتشار: فصلنامه جندی شاپور، دوره: 3، شماره: 9
سال انتشار: 1396
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 637
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JONDI-3-9_004
تاریخ نمایه سازی: 6 آذر 1397
چکیده مقاله:
برای کسانی که صاحبان قدرت اند یا روزی بدان دست یازیده اند، این مقام وسوسه کننده است. این پدیدهٔ قدرت، آدمی را خلاق می کند، این باورمندی به کسب مشروعیت انسان ها را مجاز به استفاده از تمامی ابزارهای ممکن نظیر: سنن منقول، موهبت الهی، قوانین وحمایت مردمی می کند که برای استحکام پایه های قدرت خویش به کار می برند تا این دست یافت را از گزند رقبا مصون بدارند. (رالف داهرندورف ) تمامی دولت ها منابع عقیدتی خاص خود را دارند تا به آن طریق هستی خویش را برای پیروان و هم چنین سایر دول توجیه کنند. این باورمندی عقیدتی باید توسط یک نخبه به جامعه عرضه شود و دولت عثمانی نیز از این قاعده مستثنی نبود. این مقاله قصد دارد که بگوید این باورهای مشروعیتی تا چه میزان در حکومت عبدالحمید دوم، کسی که از وی به عنوان آخرین حاکم خودکامهٔ سلاطین عثمانی نام برده می شود، بازتاب داشته است. برخلاف استفادهٔ رایج از لفظ نادرست استبداد شرقی یا خودکامگی شرقی، عبدالحمید یکی از مستبدترین سلاطین بود، در دوران حمیدی اهداف بسیار محافظه کارانه ای برای اثبات مشروعیت به کار گرفته شد. در طول قرون متمادی سلاطین، مشروعیت خویش و تبلیغات عقیدتی خود را از قدرت و اصل حضور نام خویش به عنوان سلطان عثمانی دریافت می کرده اند. به عنوان مثال سلطان سلیمان با شکوه برای نمایش قدرت با شارل پنجم امپراطور روم مقدس کلاه خودی به مانند کلاه خود وی را دستور داد تا بسازند.
نویسندگان
سلیم درینگیل
استاد تاریخ دانشگاه بغازیچی استانبول
کسری محبی مقدم
دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ اسلام دانشگاه تهران