اسباب نزول درتفسیرطبری

سال انتشار: 1374
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 411

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JQR-1-1_010

تاریخ نمایه سازی: 23 دی 1396

چکیده مقاله:

تفسیر جامع البیان فی تفسیر القرآن، به قلم ابو حمزه محمد بن جریر طبری (244 - 310 ه ) در اواخر قرن سوم، سالهای (273 - 290 ه ) نگارش یافته است.این تفسیر، در میان اهل تحقیق به نام تفسیر طبری شهرت دارد و نیز تحت عنوان: جامع البیان فی تفسیر القرآن شناخته میشود. در حالی که خود نویسنده، نام دیگری را برای آن در نظر گرفته که عبارت است از: جامع البیان عن تاویل آی القرآن .چه بسا آنچه سبب شده است عنوان برگزیده مولف مهجور بماند، واژه تاویل باشد، زیرا نزد اهل تحقیق میان تاویل و تفسیر فرق است در حالی که طبری در جای جای کتابش واژه تاویل را به معنای تفسیر گرفته است و ما نیز در ترجمه عبارتهای وی، آن جا که سخن از تاویل به میان آمده است لفظ تفسیر را استخدام کردهایم.آنچه از مطالعه متن این تفسیر و اظهار نظر دیگر پژوهشگران در مورد طبری و تفسیر وی به دست می آید، این است که روش طبری در تفسیر یاد شده دارای این ویژگیهاست:1.اعتماد وی در تفسیر آیات، به روایات نبوی و اقوال صحابه و تابعین است.2.سلسله اسناد روایات را کاملا ذکر میکند.3.از تفسیر به رای پرهیز دارد و به این جهت در مقدمه کتابش فصلی تحت عنوان: نهی از تفسیر قرآن به رای باز کرده و روایاتی را در این باره یاد آور شده است.4.برای رسیدن به معنای کلمه، در صورت لزوم، از علم لغت یاری میجوید. در آیه شریفه: تبارک الذی جعل فی السماء بروجا (فرقان / 25 ( برای توضیح واژه بروجا نخست اقوال مختلفی را میآورد و سپس به یکی از اقوال را ترجیح داده، مینویسد: بهترین سخن در معنای بروج سخن کسی است که میگوید بروج قصرهایی در آسمان است. زیرا در 1 کلام عرب از بروجا همین معنا مراد است. 5.در توضیح کلمات و جملات، به اشعار شعرای عرب استشهاد میکند، نهایت گاهی اسم شاعر را یاد کرده و زمانی از آن خودداری نموده است، چنانکه در توضیح کلمه همزه در آیه شریفه: ویل لکل همزه لمزه (همزه / 2 (از قول زیاد اعجم، شاعر عرب مینویسد:2 تدلی بودی اذا لاقیتنی کذبا و ان اغیب فانت الهامز اللمزه 6 .قراءت قاریان را بررسی و ضبط کرده و قراءت مورد قبول خویش را برگزیده است، چنانکه در قراءت لایلاف قریش ایلافهم ... (قریش / 1-2 (اختلاف قاریان را مطرح ساخته، مینویسد: قاریان در قراءت لایلاف قریش ایلافهم ... اختلاف کردهاند. برخی ایلافهم قراءت کرده اند و 3 بعضی الافهم خوانده اند. سپس در ترجیح یکی از دو نظریه بر آمده، مینویسد: قول نیکو نزد من، قول اول (ایلافهم) است. زیرا همه قاریان بر این قراءت اجماع دارند.