جنبههای شناختشناسانه و ایدئالیستی فلسفه شوپنهاور
محل انتشار: فصلنامه پژوهش های فلسفی، دوره: 3، شماره: 1
سال انتشار: 1388
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 687
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PHILO-3-1_004
تاریخ نمایه سازی: 16 آذر 1394
چکیده مقاله:
فلسفه شوپنهاور، تا آنجا که به جهان به عنوان بازنم ود، نحوه شناخت و رابط ه میان فاعل شناسا و متعلق شناخت می پردازد، هم سو با فلسفه نظری کانت و شناختشناسی اوست. هم رساله دکترای شوپنهاور و هم بخش اول اثر مشهورجهان به عنوان اراده و بازنمود او صبغ ه شناخت شناسی کانتی دارند . خود شوپنهاور نیز اذعان کرده است که فلسفهاش مبتنی بر فلسف ه کانت است . وی در حوزه شناخت شناسی انقلاب کپرنیکی کانت را می پذیرد. هر چند جنب هشناختشناسی (جهان به عنوان بازنمود ) فلسف ه او مبتنی بر فلسف ه کانت است، اما او از پیروی صرف اندیش ه کانت اجتناب میکند. یکی گرفتن علیت باماده، تقلیل مقولات دوازده گانه فاهمه به یک مقوله، زمان و مکان و علیت را صور اصل جهت کافی دانستن و ... نمونههای ابتکاری وی در برابر دیدگاه کانتی هستند. لذا میتوان گفت او در صدد گذر از فلسفه کانت است.از طرف دیگر، فلسف ه شوپنهاور ایدئالیستی است . وی متعلق شناخت را بازنمود و تصور فاعل شناسا می داند. اما جنبه ایدئالیستی فلسف ه وی تنها درساختار جهان به عنوان بازنمود مطرح است، نه جهان به عنوان اراده . به بیان دیگر، ایدئالیسم تنها جنب ه برون ذاتی و پدیداری جهان را در برمی گیرد . این نوشتار در صدد است تا جایگاه شناخت شناختی و ایدئالیستی فلسفه شوپنهاور را از دریچه فلسفه نظری کانت نشان دهد.
کلیدواژه ها:
اصل جهت کافی ، ایدئالیسم ، جهان به عنوان بازنمود ، جهان به عنوان اراده ، شناختشناسی ، فاعل شناسا ، متعلق شناخت
نویسندگان
محمدجواد صافیان
استادیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان
عبدالله امینی
دانشجوی دکتری فلسفه غرب دانشگاه اصفهان