مرگ اندیشی هدایت، نگرشی فلسفی یا روان شناسانه؟!

سال انتشار: 1390
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 793

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PLL-9-23_005

تاریخ نمایه سازی: 5 آذر 1393

چکیده مقاله:

از دیدگاه شماری از منتقدان، صادق هدایت در بیشتر داستان های خود، قهرمانانش را به مرگ سوق می دهد و این مسئله برآمده از ذهن مرگ اندیش و فلسفه بدبینانه وی درباره زندگی است. از معضلات نقد داستان های هدایت، یکی همین است که آثارش سرشار از یأس فلسفی دانسته شده و دیگر اینکه شخصیت های اصلی داستان پیش را، مثل راوی بوف کور، آیینه شخصیت خود نویسنده می دانند؛ اما با دقت در بن مایه های داستانی هدایت، باید در مرگ فلسفی این شخصیت ها به سوءظن نگریست، هدایت از جمله نویسندگانی است که در ساختار روایت داستان های خود، رویکردی ویزه به نمایش جنبه های روانی شخصیت ها دارد. بنابر نظریه روان شناسانه فروید درباره دو غریزه عشق و مرگ به عنوان دو غریزه اصلی انسان –غریزه عشق به زندگی در پی شکست و نرسیدن به آرزوها در وجود انسان افول کرده و به ناچار جای خود را به غریزه مرگ می دهد. در این مجال، ردپای این نظریه روان شناختی در بن مایه داستان های هدایت بررسی می شود.

کلیدواژه ها:

غریزه ، مرگ ، عشق ، زندگیف هدایت و فروید

نویسندگان

علیرضا شاهینی

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آباده

محمدرضا نصراصفهانی

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان