واکاوی بنیادهای روش شناختی اصل انصاف در دادرسی؛ تقابل و تعامل نگرش های سنتی و نوین

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 67

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IMPEB01_0894

تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1405

چکیده مقاله:

روش های اعمال اصل انصاف در نظام های دادرسی جوامع مختلف از حیث مبانی و ماهیت تفاوت های بنیادینی با یکدیگر دارند. در جوامع دینی به ویژه در فقه و حقوق اسلامی انصاف بیش از آنکه صرفا یک قاعده شکلی در فرایند دادرسی تلقی شود، بخشی از منش و شخصیت معنوی قاضی به شمار می آید و تحقق آن تا حد زیادی به میزان آگاهی عدالت و تقوای وی وابسته است. انصاف در روش دینی رابطه بسیار عمیقی با اخلاق داشته و در خیلی از موارد شاید جزئی از آن تلقی گردد. در این دیدگاه قاضی باید مراقب فعل، حرف و حتی نگاه خود نسبت به اصحاب دعوا باشد، اما در حقوق غربی و سایر علوم در بررسی انصاف به جای تمرکز بر روی شخص بیشتر به عنوان نرم افزار فرآیند دادرسی شناخته می شود که شامل دو بخش مراحل و درجات دادرسی می باشد. هر یک از این مراحل و درجات مشمول اصول قانونی می باشند، بطوریکه عبور از هر یک از مراحل در فرآیند دادرسی ضروری است و عدم رعایت آن سبب بی اعتباری فرآیند رسیدگی می گردد. منشا و مبنای قوانین در جوامع اسلامی الهی بوده ولی در سایر جوامع مبنای بشری داشته و مخالفت آنها با موازین دینی مانعی در جهت اجرا ایجاد نمی کند و قاضی نیز تکلیفی از این جهت ندارد؛ در صورتی که در جوامع دینی در صورت بروز تخلف موازین بشری قاضی عادل و مجتهد نه تنها آن را اجرا نمی کند بلکه در جهت نسخ آن برمی آید. لذا نویسندگان در این مقاله با رویکردی پژوهشی و کتابخانه ای به صورت نت برداری به بررسی ذات معنایی و کاربردی مقوله ی انصاف می پردازند، همچنین با واکاوی سیر تکوینی انصاف در طول تاریخ سعی در بیان تقابل های جهان اسلام و جهان غرب در این مقوله را دارند.

نویسندگان

ولی الله نامدار بابایی

دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی گروه حقوق جزا دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی کرج البرز، ایران

علی قربانی

استادیار گروه حقوق جزا دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی چالوس مازندران ایران