تطبیق اندیشه هابز و نظام های اقتدارگرا؛ مطالعه موردی روسیه و چین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 48
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IMPEB01_0877
تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1405
چکیده مقاله:
اندیشه سیاسی توماس هابز به عنوان یکی از مهم ترین بنیان های فلسفه سیاسی مدرن همواره با مسئله اقتدار سیاسی و حدود آن گره خورده است. دولت لویاتانی در اندیشه هابز به گونه ای طراحی شده که پاسخگوی وضعیت طبیعی انسان و ضرورت برقراری نظم و امنیت باشند. از این منظر اقتدار نزد هابز امری مطلق به نظر می رسد اما این اطلاق نه به معنای پذیرش اقتدار خودسرانه بلکه در چارچوب تامین بقا و صلح اجتماعی تبیین می شود. با این حال، در جهان معاصر شاهد ظهور و تداوم نظام های حقوق اساسی اقتدارگرا هستیم که در آنها تمرکز قدرت سیاسی و تقدم امنیت بر آزادی به صورت ساختاری نهادینه شده است. نمونه های بارز این الگو را می توان در روسیه و چین مشاهده کرد؛ کشورهایی که هرچند در ظاهر شباهت هایی با مدل اقتدارگرای هابز دارند اما در بنیاد تفاوت های مهمی با آن نشان می دهند. اقتدارگرایی در این کشورها عمدتا بر سنت های تاریخی، ضرورت های ژئوپلیتیکی و سازوکارهای ایدئولوژیک متکی است و نه بر قرارداد اجتماعی فرضی. این پژوهش با اتخاذ رویکردی تطبیقی میان اندیشه هابز و نظام های حقوق اساسی اقتدارگرا در روسیه و چین، بر آن است تا نشان دهد که شباهت های موجود صرفا در سطح ظاهر تمرکز قدرت باقی می مانند و در سطح نظری و هنجاری افتراق های بنیادین قابل ملاحظه ای وجود دارد. هابز با تاکید بر ضرورت مشروعیت بخشی به اقتدار از طریق قرارداد اجتماعی در واقع مدلی برای بنیان گذاری دولت مدرن ارائه می دهد؛ در حالی که اقتدارگرایی روسیه و چین بیش از آنکه محصول یک نظریه سیاسی منسجم باشد، بازتاب شرایط تاریخی و ضرورت های عملی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
طاها امکانیان
دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی