پارادایم شیفت در تعلیم و تربیت انسان محور تحلیل فلسفی جایگاه کرامت و خودمختاری در عصر تقلیل گرایی هوش مصنوعی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 63

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IMPEB01_0813

تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1405

چکیده مقاله:

گسترش روز افزون هوش مصنوعی در عرصه تعلیم و تربیت افقهای تازه ای برای بهبود فرایندهای یاددهی-یادگیری، شخصی سازی آموزش، تحلیل داده های یادگیری و ارتقای کارآمدی نظام های آموزشی پدید آورده است. با این حال این تحول فناورانه صرفا واجد دلالت های ابزاری و فنی نیست بلکه حامل پیامدهای عمیق، فلسفی، انسان شناختی و اخلاقی نیز هست؛ پیامدهایی که بازاندیشی در مبانی نظری تعلیم و تربیت را به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل می کند. مسئله اصلی مقاله حاضر آن است که در عصر غلبه منطق داده محور و تقلیل گرایی الگوریتمی جایگاه کرامت انسانی و خودمختاری یادگیرنده در نظام تعلیم و تربیت چگونه دستخوش دگرگونی می شود و چه الزامات نظری برای صیانت از رویکرد انسان محور در آموزش باید مورد توجه قرار گیرد. این مقاله با بهره گیری از روش تحلیل فلسفی-انتقادی و با تکیه بر ادبیات نظری مرتبط با فلسفه تعلیم و تربیت، اخلاق فناوری و نقدهای معاصر بر هوش مصنوعی، به بررسی نسبت میان آموزش انسان محور و منطق تقلیل گرای حاکم بر برخی کاربردهای آموزشی هوش مصنوعی می پردازد. یافته های تحلیلی پژوهش نشان می دهد که هر چند هوش مصنوعی می تواند در تسهیل برخی کارکردهای آموزشی و افزایش بهره وری نظام یادگیری نقش آفرین باشد، اما در صورت فقدان چارچوبی هنجاری و انسان مدار این فناوری ممکن است یادگیرنده را به مجموعه ای از داده های قابل پیش بینی و مدیریت پذیر فروبکاهد و از این طریق ابعاد بنیادینی چون عاملیت، انتخاب، تامل انتقادی، رشد اخلاقی و کرامت ذاتی انسان را به حاشیه براند. همچنین غلبه الگوی پیش بینی محور در آموزش می تواند به تضعیف خودمختاری یادگیرنده، محدود شدن تجربه تربیتی و کمرنگ شدن نقش رابطه انسانی میان معلم و شاگرد بینجامد. بر پایه این، تحلیل مقاله حاضر از ضرورت یک پارادایم شیفت در مواجهه با هوش مصنوعی در تعلیم و تربیت دفاع می کند؛ پارادایمی که در آن فناوری نه به مثابه تعیین کننده غایت تربیت بلکه به عنوان ابزاری در خدمت شکوفایی انسان، حفظ کرامت، تقویت قدرت داوری و صیانت از خودمختاری فهم شود. نتیجه آنکه آینده مطلوب آموزش، نه در طرد هوش مصنوعی، بلکه در اخلاقی سازی هدایت انتقادی و بازطراحی انسان محور آن قابل تحقق است.

کلیدواژه ها:

تعلیم و تربیت انسان محور ، هوش مصنوعی ، کرامت انسانی ، خودمختاری ، تقلیل گرایی الگوریتمی ، فلسفه تعلیم و تربیت ، اخلاق فناوری

نویسندگان

بیژن بابائی

گروه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، تهران

عباس محمدی آبیز

دانشجوی دکتری گروه علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی تربت حیدریه، ایران