شناسایی و اولویت بندی معیارهای پذیرش و موانع هوش مصنوعی مولد صنعت بیمه

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IMPEB01_0547

تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی معیارهای پذیرش و موانع هوش مصنوعی مولد در صنعت بیمه، با مطالعه موردی شرکت های بیمه کارآفرین استان خوزستان انجام شده است. با توجه به گسترش روزافزون فناوری های نوین و نقش فزاینده هوش مصنوعی مولد در بهبود فرآیندهای تصمیم گیری، خدمات رسانی، تحلیل داده ها و افزایش بهره وری سازمانی، شناخت عوامل موثر بر پذیرش و نیز موانع استقرار این فناوری در صنعت بیمه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش از نوع آمیخته اکتشافی است. در مرحله نخست با بهره گیری از روش دلفی و بر اساس نظر خبرگان، شاخص های مرتبط با پذیرش و موانع هوش مصنوعی مولد شناسایی و غربالگری شدند. جامعه آماری این بخش شامل خبرگان و مدیران آگاه در شرکت های بیمه کارآفرین استان خوزستان بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در مرحله دوم برای اولویت بندی عوامل و موانع شناسایی شده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که در بخش عوامل پذیرش ۸ معیار اصلی و ۴۶ زیرمعیار شناسایی شد که در میان آنها معیار منافع و مزایای درک شده در رتبه نخست قرار گرفت و پس از آن معیارهای سازگاری، پشتیبانی خارجی، فشارهای رقابتی و محیطی و ویژگی های فناوری، امکانات سازمانی و فنی، سهولت استفاده درک شده و اعتماد در رتبه های بعدی قرار گرفتند. همچنین در بخش موانع پذیرش ۷ دسته مانع اصلی و ۵۰ زیرمعیار شناسایی شد که در این میان موانع عملیاتی و اجرایی در رتبه اول، موانع انسانی و فرهنگی در رتبه دوم، موانع مالی و اقتصادی در رتبه سوم، موانع سازمانی و مدیریتی، موانع بازار و مشتری، موانع فنی و زیرساختی و موانع حقوقی، نظارتی و اخلاقی در رتبه های بعدی قرار گرفتند. بر اساس نتایج پژوهش پذیرش موفق هوش مصنوعی مولد در صنعت بیمه مستلزم توجه هم زمان به منافع ادراک شده، سازگاری فناوری با زیرساخت ها و فرآیندهای موجود، بهره گیری از پشتیبانی بیرونی و نیز مدیریت موثر موانع اجرایی، انسانی، مالی و مدیریتی است. در پایان، پیشنهادهایی در سطوح راهبردی، سازمانی و عملیاتی ارائه شده است تا زمینه برای استقرار اثربخش این فناوری در صنعت بیمه فراهم شود.

نویسندگان

نادیا لیامی

دانش آموخته کارشناسی ارشد گروه مدیریت بازرگانی، بازاریابی، واحد اهواز دانشگاه آزاد اسلامی اهواز ایران

سرور عطابخش

دانش آموخته کارشناسی ارشد گروه مدیریت بازرگانی بازاریابی، واحد اهواز دانشگاه آزاد اسلامی اهواز ایران