سلامت روان و رفاه کارکنان در مواجهه با هوش مصنوعی مرور ادبیات صنعتی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 51
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IMPEB01_0195
تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1405
چکیده مقاله:
تحولات ناشی از انقلاب صنعتی چهارم و گسترش سریع کاربرد هوش مصنوعی در سازمان ها موجب تغییرات اساسی در ماهیت مشاغل، شیوه انجام کار و تجربه کاری کارکنان شده است. اگرچه هوش مصنوعی با افزایش بهره وری، بهینه سازی فرآیندها و کاهش وظایف تکراری همراه است اما همزمان نگرانی هایی در خصوص پیامدهای آن بر سلامت روان، استرس شغلی و امنیت شغلی کارکنان مطرح شده است. ادبیات پژوهشی موجود در این حوزه نشان دهنده نتایج دوگانه و گاه متناقض است که ضرورت بررسی نظام مند و یکپارچه این پدیده را برجسته می سازد. هدف پژوهش حاضر بررسی جامع پیامدهای مثبت و منفی هوش مصنوعی بر رفاه روانی، استرس شغلی و امنیت شغلی کارکنان و ارائه یک چارچوب تحلیلی برای تبیین سازوکارهای موثر در این تعامل است. این پژوهش با استفاده از رویکرد مرور نظام مند ادبیات انجام شده است. بدین منظور مقالات علمی معتبر منتشر شده در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ از پایگاه های علمی بین المللی منتخب گردآوری و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند. برای تحلیل یافته ها از مدل تقاضاها-منابع شغلی و نظریه حفظ منابع به عنوان چارچوب های نظری اصلی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در محیط کار دارای ماهیتی دوگانه است. از یک سو این فناوری به عنوان یک منبع شغلی از طریق کاهش فشار کاری، حذف وظایف تکراری، افزایش انعطاف پذیری شغلی و تسهیل همکاری انسان و ماشین می تواند به ارتقای رفاه و نشاط شغلی کارکنان کمک کند. از سوی دیگر، هوش مصنوعی به عنوان یک تقاضای شغلی با افزایش ناامنی شغلی ادراک شده، تنش فناوری و نظارت الگوریتمی منجر به افزایش استرس شغلی، فرسودگی عاطفی و کاهش رفاه روانی کارکنان می شود. ناامنی شغلی به عنوان مهم ترین سازوکار میانجی در بروز پیامدهای منفی شناسایی شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که تاثیر هوش مصنوعی بر سلامت روان کارکنان امری اجتناب ناپذیر و یک سویه نیست، بلکه به نحوه پیاده سازی، فناوری، سطح حمایت سازمانی، سبک های رهبری و سیاست های مدیریت منابع انسانی وابسته است. چارچوب تحلیلی ارائه شده می تواند مبنایی برای تصمیم گیری مدیران و سیاست گذاران در جهت مدیریت مسئولانه هوش مصنوعی و حفظ سلامت روان کارکنان در محیط های کاری آینده فراهم آورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سیده عطیه راستاد کوچصفهانی
دانشجوی دکتری مدیریت منابع انسانی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
اشرف رحیمیان
استادیار، گروه مدیریت دانشگاه پیام نور، تهران، ایران