بررسی کاربرد منطق فازی در تصمیم گیری های مدیریتی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IMPEB01_0109
تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1405
چکیده مقاله:
تصمیم گیری در محیط های مدیریتی همواره با عدم قطعیت، ابهام و پیچیدگی همراه است. اطلاعات نادقیق، معیارهای کیفی و ذهنیت های انسانی هسته اصلی چالش های مدیران در سطوح مختلف سازمانی هستند. منطق کلاسیک و سیستم های باینری صفر و یک قابلیت مدل سازی این گونه محیط های مبهم را ندارند. منطق فازی که توسط پروفسور لطفی زاده در سال ۱۹۶۵ معرفی شد با ارائه مفهوم «مجموعه های فازی» و متغیرهای زبانی پارادایمی نوین برای مواجهه با این عدم قطعیت ها فراهم کرده است. این منطق جهان را نه به صورت سیاه و سفید، بلکه در طیفی از خاکستری می بیند و امکان استدلال و استنتاج تحت شرایط نادقیق را فراهم می آورد. کاربرد منطق فازی در تصمیم گیری های مدیریتی انقلابی در حوزه های مختلفی مانند ارزیابی عملکرد، انتخاب استراتژی، مدیریت ریسک، استخدام نیروی انسانی، کنترل کیفیت و تحلیل بازار ایجاد کرده است. برای مثال در ارزیابی عملکرد کارکنان به جای استفاده از معیارهای سخت و کمی مانند تعداد پروژه های تکمیل شده می توان از مفاهیم زبانی مانند عملکرد بسیار خوب، خوب یا نیاز به بهبود استفاده کرد که توسط توابع عضویت فازی تعریف می شوند. این رویکرد ارزیابی را به واقعیت های پیچیده انسانی نزدیک تر می سازد. در تصمیم گیری های استراتژیک منطق فازی به مدیران کمک می کند تا عوامل کیفی موثر بر موفقیت یک استراتژی مانند رضایت مشتری، قدرت رقابتی یا بلوغ تکنولوژیکی را در قالب مدل های ریاضی بگنجانند و با استفاده از روش هایی مانند AHP فازی یا TOPSIS فازی گزینه های مختلف را رتبه بندی و بهترین را انتخاب نمایند. همچنین در مدیریت ریسک منطق فازی امکان مدل سازی ریسک های کیفی و با احتمال نامشخص را فراهم می کند که توسط روش های کلاسیک آماری قابل محاسبه نیستند. این مقاله با بررسی تاریخچه، مبانی نظری و روش های تحقیقی مختلف به وضوح نشان می دهد که منطق فازی نه یک نظریه صرفا ریاضی، بلکه یک ابزار قدرتمند عملیاتی برای افزایش دقت، انعطاف پذیری و واقع گرایی در فرآیند تصمیم گیری مدیران است. با وجود چالش هایی مانند پیچیدگی محاسباتی و ذهنی بودن تعریف توابع عضویت، مزایای آن به حدی است که امروزه شاهد ادغام آن با هوش مصنوعی و علم داده برای خلق سیستم های پشتیبان تصمیم گیری هوشمندتر هستیم.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدرضا کبیری یگانه
دانشجوی کارشناسی ارشد، بازاریابی، گروه مدیریت بازرگانی، واحد قائمشهر، دانشگاه پیام نور مازندران، ایران
داود درویشی سلوکانی
استادیار دانشگاه پیام نور، دکترای کسب و کار، تهران، ایران
پریا افضلی
گروه اصلاح نباتات، دانشگاه آزاد کرمانشاه، کرمانشاه، ایران