مدل جامع خدمات تامین اجتماعی هوشمند در ایران: درس آموخته هایی از الگوبرداری نظام مند تجارب استونی، فنلاند، سنگاپور و ترکیه
محل انتشار: فصلنامه مدیریت دولتی، دوره: 18، شماره: 3
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 68
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JIPAT-18-3_006
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
هدف: تحول دیجیتال در نظام های تامین اجتماعی به یکی از ارکان اصلی دولت های نوین تبدیل شده است. نظام تامین اجتماعی ایران با چالش هایی چون بوروکراسی سنگین، جزیره ای بودن داده ها، ضعف در حکمرانی داده محور و ناهماهنگی نهادی مواجه است. هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدل جامع و بومی خدمات تامین اجتماعی هوشمند برای ایران با بهره گیری از تجارب موفق بین المللی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی با رویکرد الگوبرداری نظام مند بر اساس مدل کمپ، ۱۹۸۹ و مدل فرایندی (APQC) است. برای استخراج ابعاد و مولفه های اصلی، از روش فراترکیب استفاده شد. پس از جست وجوی نظام مند در پایگاه های معتبر، ۴۲ منبع (۲۸ منبع بین المللی و ۱۴ منبع داخلی) در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ انتخاب و با استفاده از کدگذاری سه مرحله ای تحلیل شد. کشورهای مرجع برای الگوبرداری بر اساس معیارهای علمی، به ۴ کشور تقلیل یافتند: استونی (الگوی یکپارچگی داده)، فنلاند (الگوی حکمرانی رفاه دیجیتال)، سنگاپور (الگوی تجربه کاربرمحور) و ترکیه (کشور در حال توسعه با شباهت ساختاری به ایران). یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که خدمات تامین اجتماعی هوشمند در کشورهای موفق، بر سه بعد بنیادین استوار است: ۱. فناوری و داده محوری (شامل یکپارچگی داده ها، شناسه دیجیتال، معماری داده متمرکز و امنیت اطلاعات)؛ ۲. حکمرانی شبکه ای و یکپارچگی نهادی (شامل تصمیم گیری مبتنی بر داده، نهاد هماهنگ کننده بین سازمانی، پاسخ گویی و شفافیت و توانمندسازی کارکنان)؛ ۳. عدالت و شمول اجتماعی هوشمند (شامل طراحی خدمات کاربرمحور، خدمات پیش فعال، دسترس پذیری برای همه گروه ها و حمایت هدفمند داده محور). تحلیل تطبیقی وضعیت ایران نشان داد که این کشور در هر سه بعد با شکاف معناداری مواجه است، این شکاف ها عبارت اند از: جزیره ای بودن داده ها، نبود نهاد هماهنگ کننده بین سازمانی، ضعف در خط مشی گذاری مبتنی بر شواهد و کمبود مهارت های دیجیتال در میان کارکنان از مهم ترین موانع هوشمندسازی. نتیجه گیری: تحقق تامین اجتماعی هوشمند در ایران، به سه تحول بنیادین نیازمند است: تحول نهادی (گذار از مدل بوروکراتیک به حکمرانی داده محور)، تحول فناورانه (یکپارچه سازی داده ها و بهره گیری از فناوری های نو) و تحول فرهنگی انسانی (ارتقای سواد دیجیتال و ایجاد فرهنگ سازمانی نوآور). پیشنهادهای اجرایی پژوهش در سه بازه زمانی کوتاه مدت (تدوین نقشه ملی تحول دیجیتال، ایجاد واحد نوآوری، تصویب سند حکمرانی داده ها)، میان مدت (استقرار پلتفرم یکپارچه خدمات اجتماعی، طراحی نظام شناسه اجتماعی واحد، آموزش کارکنان) و بلندمدت (بهره گیری از هوش مصنوعی و سامانه های پیش بینی گر، ایجاد شبکه نوآوری باز رفاه دیجیتال) دسته بندی شده اند. مدل پیشنهادی این پژوهش می تواند چارچوبی عملیاتی برای سیاست گذاران و مدیران نظام تامین اجتماعی ایران در مسیر گذار به خدمات هوشمند فراهم آورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهره محمدزاده
دانشجوی دکتری، گروه مدیریت، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
محمد قاسمی
دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
نورمحمد یعقوبی
استاد، گروه مدیریت، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
یوسف رمضانی
دانشیار، گروه مدیریت، مجتمع آموزش عالی گناباد. گناباد، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :