نقش میانجی بازیابی روانشناختی در تاثیر ماساژ ورزشی بر نشانگرهای خستگی عصبی-عضلانی و آمادگی رقابتی ورزشکاران نخبه
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SPORTIC13_102
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
خستگی عصبی عضلانی یکی از پیامدهای مهم تمرینات فشرده و رقابت های ورزشی است که از تعامل عوامل مرکزی و محیطی از جمله کاهش تحریک پذیری عصبی، تجمع متابولیت ها، التهاب، آسیب غشای سلولی و اختلال در عملکرد انقباضی عضله ناشی می شود. این وضعیت علاوه بر افت نیرو، توان و دامنه حرکتی با افزایش درد عضلانی تاخیری، خستگی ادراک شده و کاهش آمادگی روانی ورزشکار همراه است. ماساژ ورزشی به عنوان یکی از رایج ترین روش های بازیابی غیر فعال با هدف کاهش پیامدهای خستگی و تسریع بازگشت ورزشکار به وضعیت عملکردی مطلوب به کار می رود. روش کار این مطالعه به صورت مرور روایتی و تحلیلی بر اساس یافته های مطالعات تجربی، مرورهای نظام مند و فراتحلیل های مرتبط با خستگی عصبی عضلانی، آسیب عضلانی ناشی از ورزش و اثرات ماساژ ورزشی انجام شد. شواهد مربوط به نشانگرهای زیستی، شاخص های عصبی عضلانی، متغیرهای اتونومیک، پیامدهای روان شناختی و سازوکارهای سلولی و مکانیکی ماساژ بررسی گردید، همچنین نقش زمان بندی، شدت، نوع تکنیک و ترکیب ماساژ با سایر روش های بازیابی مورد توجه قرار گرفت. بحث شواهد نشان می دهد که ماساژ ورزشی در کاهش درد عضلانی تاخیری، خستگی ادراک شده، احساس سفتی و بهبود دامنه حرکتی موثر است و می تواند تعدیل نسبی کراتین کیناز و برخی شاخص های التهابی را به دنبال داشته باشد. با این حال، تاثیر مستقیم و پایدار آن بر پاکسازی لاکتات، افزایش جریان خون عضلانی، بهبود فوری توان پرش، سرعت یا استقامت مکانیکی محدود و ناهمگون است، بنابراین ماساژ نباید جایگزین بازیابی فعال، خواب کافی مناسب و سایر مداخلات مبتنی بر شواهد تلقی شود. اثرات سودمند ماساژ احتمالا از طریق ترکیبی از مکانورسپتورها، تعدیل درد بر پایه نظریه کنترل دریچه ای، کاهش تحریک پذیری نورون های حرکتی، افزایش فعالیت پاراسمپاتیک، بهبود ادراک بازیابی و اثرات مکانوترانسداکشن بر بافت همبند و عضله ایجاد می شوند. تنظیم شدت و انتخاب تکنیک باید متناسب با مرحله تمرین، وضعیت بافت و زمان باقی مانده تا رقابت انجام گیرد. نتیجه گیری: ماساژ ورزشی مداخله ای مکمل و موثر برای بهبود تجربه بازیابی، کاهش درد و خستگی ادراک شده و حمایت از آمادگی روانی و حرکتی ورزشکاران است؛ اما اثر آن بر عملکرد فیزیولوژیک و نشانگرهای آسیب عضلانی به زمان بندی و شرایط اجرا وابسته است. استفاده هدفمند و شخصی سازی شده از ماساژ همراه با پایش همزمان شاخص های ذهنی، عصبی عضلانی، خونی و اتونومیک می تواند کارایی برنامه های بازیابی را افزایش دهد.
کلیدواژه ها: