بررسی اثرات نابرابری جنسیتی بر فرار مغزها در کشورهای در حال توسعه
محل انتشار: فصلنامه اقتصاد مقداری، دوره: 22، شماره: 3
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JQE-22-3_001
تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405
چکیده مقاله:
چکیده گستردهمعرفیفرار مغزها یک موضوع گسترده در زمینه اقتصاد کشورهای در حال توسعه است. با این حال، جنبه جنسیتی فرار مغزها نسبتا کم مورد توجه قرار گرفته و همچنین به جنسیت به عنوان عامل اثرگذار در تصمیمات مهاجرتی توجه کمی شده است و نقش حقوق زنان در تعیین تصمیمات مهاجرت زنان با مهارت بالا تقریبا مورد فراموشی قرار گرفته است. میزان فرار مغزها در زنان از کشورهای در حال توسعه به طور قابل توجهی بالاتر از مردان است. نرخ مهاجرت زنان نسبت به مردان در اکثر کشورهای غیر OECD بسیار بالاست. این گرایش نسبی مهاجرت زنان برای افراد با مهارت بالا بیشتر مشهود است. نرخ مهاجرت زنان دارای تحصیلات تکمیلی به طور متوسط ۱۷ درصد بیشتر از مردان است. علاوه بر این، میزان مهاجرت افراد با مهارت بالا و در واقع فرار مغزها برای زنان در هر یک از قارههای هدف (دارای کشورهای در حال توسعه) نسبتا بیشتر است. اما باید گفت چرا نرخ فرار مغزها در بین زنان در کشورهای در حال توسعه نسبتا بالا است؟ خروج سرمایه انسانی از کشورهای در حال توسعه به طور کلی نگران کننده است. با این حال، از دست دادن سرمایه انسانی زنان به احتمال زیاد پرهزینه است. بنابراین در این پژوهش تلاش شده است به بررسی پیامدهای این پدیده مهم پرداخته شود.متدولوژیروش شناسی مد نظر این پژوهش، روش شناسی اقتصادسنجی است که بر پایه روش تحلیلی-کاربردی است و مدل اقتصادسنجی مورد نظر بر پایه تئوریهای اقتصادی طراحی میشود و سپس با استفاده از دادههای مراکز رسمی و بکارگیری روشهای آماری، مدل تصریح شده برآورد میشود و فرضیهها با استفاده از نتایج مدل آزمون میشوند. جامعه آماری تحقیق شامل ۴۰ کشور[۱] در حال توسعه است که نمونه مورد نظر از این کشورها طی سالهای ۲۰۱۸-۲۰۰۲ و مبتنی بر دادههای مراکز رسمی آمار اقتصادی از قبیل دادههای بانک جهانی و دادههای مهاجرت به کشورهای توسعه یافته جمعآوری شدهاند. از آمار توصیفی و آمار استنباطی برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده میشود. روش اقتصادسنجی مورد استفاده روش گشتاورهای تعمیمیافته (GMM[۲]) است. از این رو الگویی کلی بر اساس هدف تحقیق و بر پایه مبانی نظری طراحی شده است: در الگوی فوق به عنوان متغیر وابسته، شاخص فرار مغزهاست و میزان مهاجرت افراد با تحصیلات بالا به آمریکا را نشان میدهد و برای محاسبه آن آمار مهاجرت به آمریکا بر اساس ملیت که از بانک اطلاعات بین المللی مهاجرت[۳] (OECD .Stat) بدست آمده در نرخ مهاجرت مردان و زنان با تحصیلات بالا از هر کشور مبدا ضرب شده که آمار آن از موسسه تحقیقات استخدام (IAB) استخراج شده است. وقفه اول شاخص مهاجرت نخبگان یا فرار مغزها را نشان میدهد. شاخص تبعیض جنسیتی، از مفاهیم و مولفههایی است که امروزه در بررسیهای اقتصادی و اجتماعی جوامع مدرن مطرح گردیده است. به عنوان توان دوم شاخص نابرابری جنسیتی، به منظور بررسی اثرات غیرخطی این شاخص بر فرار مغزها وارد معادله شده است. شاخص کنترل فساد. شاخص ثبات سیاسی، شاخص آزادی بیان از جمله حقوق افراد در جامعه است.در این مطالعه از برآوردگر پویای روش گشتاورهای تعمیم یافته ( GMM) که توسط بلوندل و بوند[۴] (۱۹۹۸) پیشنهاد شده، استفاده گردیده است.یافتههانتایج برآورد مدل در جدول ۱ ارائه شده است.جدول ۱. نتایج برآورد الگوی کشورهای در حال توسعهماخذ: محاسبات تحقیقTable ۱. The results of estimating the pattern of developing countriesSource: Research calculationsمتغیرضرایبP-Valueوقفه اول فرار مغزها۶۹۸۵۱۲/۰۰۰/۰شاخص نابرابری جنسیتی۲۳۹/۴۱۲۲ -۰۰/۰توان دوم شاخص نابرابری جنسیتی۶۲۰/۳۳۳۰۰۰/۰کنترل فساد۶۹۰۵۵۸/۹ -۰۰/۰ثبات سیاسی۲۹۶۷۶۴/۱ -۰۰/۰آزادی بیان و پاسخگویی۳۶۵۲۱/۱۵۰۰/۰آزمون سارگان(J- STATISTIC)۶۰۶۹۶/۳۵۳۹/۰ وقفه اول فرار مغزها تاثیر مثبت و معنیداری بر فرار مغزها داشته است. به عبارت دیگر وجود یک ارتباط فراگیر و گسترده بین نخبگان داخل و خارج کشور و اطلاع نخبگان کشور مهاجر از مزایا و امکانات علمی و رفاهی و به نوعی اجتماعی نخبگان خارج شده از کشور(از طرق مختلف مانند شبکه های اجتماعی، ایمیل و ...)، موجب میشود انگیزه مهاجرت نخبگان داخل کشور به کشورهای توسعه یافته در سالهای بعد افزایش یابد. احدی و همکاران(۱۳۹۸) هم در مطالعه تجربی خود بررسی کردهاند که سابقهی مهاجرت تاثیر مستقیم و معنا دار بر تمایل به مهاجرت دارد، که با نتایج تحقیق حاضر سازگار است. شاخص نابرابری جنسیتی تاثیری غیرخطی و آستانهای بر فرار مغزها داشته است. با توجه به اینکه ضریب نابرابری جنسیتی منفی و ضریب توان دوم نابرابری جنسیتی مثبت شده است لذا شاخص نابرابری جنسیتی در سطوح پایین تاثیری منفی بر فرار مغزها برجای گذاشته است. اما افزایش سطح شاخص نابرابری جنسیتی و عبور آن از سطحی آستانهای در جامعه موجب تشدید فرار مغزها از کشورهای مورد مطالعه شده است. به عبارت دیگر تا زمانیکه شاخص نابرابری جنسیتی از سطح [۵]۶۱۸/۰ کمتر باشد، سطح تبعیض جنسیتی پایین بوده و فرار مغزها و مهاجرت نخبگان صورت نمیگیرد. اما در صورت بالاتر رفتن سطح شاخص نابرابری جنسیتی از حد آستانه مذکور، با افزایش میزان تبعیض جنسیتی روند فرار مغزها افزایش مییابد که این موضوع نشان دهنده اهمیت تاثیرگذاری نابرابری جنسیتی در فرار نخبگان در یک کشور است. لذا هر چقدر سطح شاخص نابرابری جنسیتی کمتر، جامعه توسعهیافتهتر و ماندگاری نخبگان در این جوامع بیشتر است. و برعکس، هر چقدر سطح شاخص نابرابری جنسیتی بیشتر، توسعهیافتگی جامعه کمتر و ماندگاری نخبگان در این جوامع کمتر و فرار مغزها بیشتر است. در مطالعه حاضر کشورهای الجزایر در سالهای ۲۰۰۲-۲۰۰۳، مصر در سالهای ۲۰۰۲-۲۰۰۳ و ۲۰۰۶، امارات متحده عربی در سال ۲۰۰۲، هندوستان در سالهای ۲۰۰۲-۲۰۰۵، ایران در سال ۲۰۰۲، عراق در سالهای ۲۰۰۲-۲۰۰۵، اردن در سالهای ۲۰۰۲-۲۰۰۳، قرقیزستان در سال ۲۰۰۵، مراکش در سالهای ۲۰۰۲-۲۰۰۴، پاکستان در سالهای ۲۰۰۲-۲۰۰۴، عربستان سعودی در سال ۲۰۰۵ و سالهای ۲۰۰۹-۲۰۱۱ بالاتر از سطح آستانه نابرابری جنسیتی بودهاند. سایر کشورهای پژوهش در سالهای ۲۰۰۲-۲۰۱۸ نابرابری جنسیتی کمتر از آستانه داشته اند.کنترل فساد تاثیری منفی و معنی دار بر فرار مغزها داشته است. فساد به مثابه نیرویی است که به عملکرد مناسب بازارها آسیب رسانده و سیستم بازار را مختل می نماید و از این رهگذر موجبات کاهش رشد اقتصادی را فرآهم میآورد. عواملی چون کیفیت بد قوانین و مقررات، دیوان سالاری ناکارآمد، ناکارآیی نظام قضایی، فقدان حاکمیت قانون و ... عوامل فساد زا هستندکه عمدتا در کشورهای توسعه نیافته شایع است. فساد در جنبه های مختلف سبب هدایت غیر بهینه نخبگان جامعه میان کارآفرینی و رانتجویی شده که خود عامل مهاجرت قشر نخبگانی جامعه است. از این رو کنترل فساد در هر جامعهای باعث ایجاد شرایطی با ثبات ( اقتصادی، سیاسی، اجتماعی) جهت جلوگیری از مهاجرت نخبگان به کشورهای دیگر میگردد. مصطفیزاده و عربمازار(۱۳۹۶) هم در مطالعه تجربی خود به این نتیجه رسیدهاند که کنترل فساد تاثیری منفی و معنیدار بر مهاجرت داشته است.ثبات سیاسی تاثیری منفی و معنیدار بر فرار مغزها داشته است. جامعه از طریق اعمال سیاستهای مناسب میتوانند منجر به افزایش سطح ثبات سیاسی آن شود و شرایط را برای بهبود مولفه اقتصاد دانشبنیان و فراهم نمودن بسترهای مناسب برای ارتقاء دانش و فناوری و درنهایت برای داشتن اقتصادی پویاتر که دارای نهادهای بهتر، محیط رقابتیتر و نیرویکار تحصیلکرده بیشتری است، فراهم نماید. مولفههایی نظیر نقد و تحلیل عملکرد دولتمردان، مشارکتهای اعتراض آمیز، رقابتهای سیاسی فزاینده، حضور حداکثری مردم در انتخابات، خوشبینی نسبت به آینده، بالا بودن سطح رفاه جامعه و مواردی از این دست که موجب می گردد که عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برای تبیین ثبات سیاسی به کار گرفته شود. بنابراین با اعمال سیاستها و عملکرد مناسب دولت بسترهای مناسب برای ارتقاء بهرهوری کل عوامل تولید و اقتصاد مهیا شده و زمینه برای تولید دانش، علم و فناوری بالاتر و به دنبال آن افزایش تنوع تولیدات داخل با درجه تمایز بالا ایجاد و بسترهای مناسب جهت ماندن نخبگان و عدم مهاجرت آنها فراهم می گردد. دوریاآریتا و همکاران (۲۰۱۷)، احدی و همکاران(۱۳۹۸) هم در مطالعه تجربی خود به این نتیجه رسیدهاند که ثبات سیاسی تاثیری منفی و معنیدار بر مهاجرت نخبگان داشته است. آزادی بیان تاثیری مثبت و معنیدار بر فرار مغزها داشته است. گسترش آزادی هم هدف و هم ابزار توسعه است. به بیانی دیگر، ماهیت توسعه و آزادی به همدیگر پیوند خورده است. مظاهر آزادی مانند، آزادی بیان و پاسخگویی، آزادیهای سیاسی، امکانات و فرصتهای برابر اقتصادی و اجتماعی، شفافیت و نظام حمایتی تضمین شده و غیره. که این عوامل اگر در جامعهای نهادینه شود موانع توسعه انسانی و رشد نخبگانی برداشته خواهد شد. آزادی بیان در پوشش آزادیهای سیاسی، آزادیهای اقتصادی، فرصتهای اجتماعی، عملکردهای شفاف و امنیت حمایتی، هر یک از این انواع متمایز حقوق و فرصتها به پیشبرد قابلیت عمومی یک فرد کمک میکند و سبب میشود فرد ( به ویژه نخبگان) در یک جامعه توسعه نیافته و یا در حال توسعه با جوامع پیشرفته آشنا شده و به منظور ارتقاع سطح زندگی و فراگیری علوم جدید دست به مهاجرت بزند. و در واقع آزادی بیان پل ارتباطی جوامع مختلف در اقصی نقاط جهان و سبب تسهیل مهاجرت به ویژه نخبگان از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته خواهد شد. شاهآبادی و جامهبزرگی (۱۳۹۳) و شاهآبادی و جامهبزرگی (۱۳۹۲)، در پژوهش خود با تشریح ابعاد مختلف آزادی و تاثیر مستقیم آن بر کیفیت حکمرانی و افزایش سطح رشد اقتصادی تاکید دارند. رشد کیفی و کمی این عوامل که موثر در توسعهیافتگی است مانع از گسترش مهاجرت قشر نخبگانی در جوامع رو به رشد خواهد شد، و تاثیر منفی و معنادار بر جریان مهاجرت و مهاجرت نخبگان خواهد داشت. نتایج به دست آمده در این پژهشها ناسازگار با نتیجه تحقیق حاضر میباشد.در تخمین مدل برای بررسی معتبر بودن ماتریس ابزارها از آزمون سارگان استفاده شده است. آزمون سارگان برای اعتبارسنجی متغیرهای ابزاری، نشاندهنده عدم همبستگی متغیرهای ابزاری با جزء خطای مدل است لذا متغیرهای ابزاری استفاده شده در مدل معتبر است. در واقع می توان گفت در این آزمون، فرضیه صفر حاکی از عدم همبستگی ابزارها با اجزای اخلال است. مقدار احتمال آماره آزمون سارگان زمانی که مدل با دادههای کشورهای در حالتوسعه تخمین زده شده است برابر۳۹/۰ است. نتیجه اینکه فرضیه صفر مبنی بر عدم همبستگی ابزارها با اجزای اخلال را نمیتوان رد کرد، بنابراین میتوان نتیجه گرفت ابزارهای مورد استفاده برای تخمین مدل از اعتبار لازم برخوردار است. همچنین آزمون خودهمبستگی آرلانو-باند[۶](۱۹۹۱) حاکی از تایید پویایی مدل و عدم وجود خودهمبستگی مراتب بالاتر در جزء خطای مدل دارد. به طور کلی آزمون خودهمبستگی آرلانو و باند برای بررسی همبستگی جملات اخلال و این که آیا روش گشتاور تعمیمیافته(GMM) به درستی انتخاب شده است یا نه استفاده میشود. شرط آزمون آرلانو و باند این است که اگر از متغیر وابسته تفاضل مرتبه اول گرفته شود، بایستی جمله خطا خودهمبستگی مرتبه اول داشته باشد تا امکان استفاده از تخمینزننده گشتاور تعمیمیافته(GMM) فراهم باشد. با توجه به نتایج آزمون خودهمبستگی آرلانو و باند، که در جدول(۳) آورده شده است، همبستگی بین جملات اختلال از مرتبه اول بوده و از مرتبه دوم و بالاتر نمیباشد، بنابراین روش گشتاور تعمیمیافته(GMM) روش مناسبی برای برآورد مدل تجربی تحقیق میباشد. نتیجهمنابع انسانی از عواملی است، که نقش بسزایی در رشد و توسعه اقتصادی هر جامعه دارد. نیروی انسانی متخصص و نخبه جزء داراییهایی یک کشور و به عنوان مهمترین مزیت رقابتی و کمیابترین منبع در اقتصاد دانشمحور امروز است. اگر چه نیروی انسانی متخصص در حرکت رو به جلوی اقتصاد یک کشور تاثیر بسزایی دارد، اما آمار نشان دهنده خروج حجم وسیعی از نخبگان و متفکران حوزههای مختلف علوم است، که به دلایلی، اقامت درکشورهای توسعهیافته را بر ماندن در کشور خود ترجیح میدهند. موضوع فرار مغزها و مهاجرت نخبگان بحث تازه ای نیست، بلکه پدیده ای است که از دیرباز تاکنون به گونه های مختلف و چشمگیری درکشورهای در حال توسعه دیده شده است. به دلیل خلاء موجود در مطالعات قبلی که تاکنون به بررسی تاثیر عوامل متعدد بر مهاجرت نخبگان پرداخته اند، در این مطالعه سعی در شناخت تاثیر نابرابری جنسیتی بر مهاجرت نخبگان ( فرار مغزها) از کشورهای در حالتوسعه به ایالات متحده آمریکا طی دوره زمانی ۲۰۱۸-۲۰۰۲ انجام گرفته است. بدین منظور از روش گشتاورهای تعمیمیافته(GMM) استفاده شده است. پس از اطمینان از پایایی متغیرهای مدل تحقیق، برآورد مدلهای پژوهش انجام شد.براساس یافتههای مطالعه و نتایج برآورد مدل نشان میدهد، هر کدام از متغیرهای موجود در مدل تاثیری متفاوت بر فرار مغزها داشته است؛ که برخی سبب کاهش و برخی سبب تشدید مهاجرت نخبگان میگردد. وقفه اول فرار مغزها، توان دوم شاخص نابرابری جنسیتی و آزادی بیان به دلایلی که گفته شد اثری مثبت بر فرار مغزها از کشورهای در حال توسعه ( کشورهای مبداء) به ایالات متحده آمریکا ( کشور مقصد) داشته و کنترل فساد، ثبات سیاسی و شاخص نابرابری جنسیتی کمتر از آستانه مورد نظر اثری منفی بر فرار مغزها و مهاجرت نخبگان داشته است. [۱] اردن، ارمنستان، ازبکستان، امارات، اندونزی، ایران، آذربایجان، آرژانتین، آفریقایجنوبی، آلبانی، بحرین، برزیل، بلاروس، بولیوی، پاکستان، تاجیکستان، ترکیه، تونس، الجزایر، چین، روسیه، سنگاپور، صربستان، عراق، عربستان، عمان، قرقیزستان، قزاقستان، قطر، کره جنوبی، کوبا، کویت، لبنان، مالزی، مراکش، مصر، مغولستان، مکزیک، نیجریه، هند.[۲] Generalized Moment of Method[۳] https://stats.oecd.org[۴] R. Blundell & S. Bond[۵] این حد آستانه از برابر صفر قرار دادن مشتق فرار مغزها نسبت به شاخص نابرابری جنسیتی حاصل میشود.[۶] Arellano & Bond
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی مفتخری
دانش آموخته دکتری اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده ی علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
محمد جعفری
دانشیار اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده ی علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
اسمعیل ابونوری
استاد اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده ی اقتصاد،مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
یونس نادمی
دانشیار اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده ی علوم انسانی، دانشگاه آیت الله بروجردی، بروجرد، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :