مرور نظام مند اثربخشی مداخلات مبتنی بر ارتقای صمیمیت بر پیامدهای سلامت فیزیولوژیک و کاهش دردهای مزمن روان تنی در زنان متاهل
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
WMCONF16_063
تاریخ نمایه سازی: 19 مهر 1405
چکیده مقاله:
زمینه و هدف: دردهای مزمن روان تنی و پیامدهای نامطلوب سلامت فیزیولوژیک، چالش های قابل توجهی برای سلامت زنان متاهل محسوب می شوند که ارتباط تنگاتنگی با کیفیت روابط زناشویی دارند. صمیمیت، به عنوان یک سازه محوری در روابط زناشویی، می تواند نقش یک عامل محافظتی یا تعدیل گر را در این زمینه ایفا کند. این مقاله با هدف مرور نظام مند و تحلیل جامع پژوهش های اخیر، به بررسی اثربخشی مداخلات متمرکز بر ارتقای صمیمیت بر بهبود شاخص های سلامت فیزیولوژیک و کاهش دردهای مزمن روان تنی در زنان متاهل می پردازد. روش شناسی: این پژوهش یک مطالعه مروری نظام مند (Systematic Review) با رویکرد تحلیلی و توصیفی است. برای یافتن مطالعات مرتبط، پایگاه های اطلاعاتی داخلی نظیر SID، Magiran، Civilica، و پایگاه های بین المللی مانند PubMed، Scopus، و Google Scholar در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۶ (۱۳۹۷ تا ۱۴۰۵) با استفاده از کلیدواژه های فارسی (صمیمیت، مداخلات زناشویی، درد روان تنی، سلامت فیزیولوژیک، زنان متاهل) و انگلیسی (Intimacy, Marital Intervention, Psychosomatic Pain, Physiological Health, Married Women) مورد جستجو قرار گرفتند. مطالعات کارآزمایی بالینی و شبه آزمایشی که به ارزیابی تاثیر یک مداخله مبتنی بر صمیمیت بر حداقل یک پیامد فیزیولوژیک یا درد روان تنی در زنان متاهل پرداخته بودند، وارد فرآیند مرور شدند. کیفیت مقالات منتخب با استفاده از ابزارهای استاندارد ارزیابی شد و داده های آن ها به صورت کیفی و مفهومی تحلیل گردید. یافته ها: تحلیل و سنتز یافته های ۱۴ مطالعه منتخب نشان داد که مداخلات مبتنی بر ارتقای صمیمیت، از جمله زوج درمانی هیجان مدار (EFT)، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) با رویکرد زوجی، و آموزش های مبتنی بر مدل های صمیمیت، تاثیر مثبت و معناداری بر طیف وسیعی از پیامدها دارند. این مداخلات به طور مشخص منجر به کاهش شدت دردهای مزمن روان تنی مانند سردردهای تنشی، دردهای لگنی مزمن، و سندرم روده تحریک پذیر (IBS) می شوند. علاوه بر این، شواهد حاکی از بهبود شاخص های فیزیولوژیک از جمله کاهش فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، کاهش سطح کورتیزول بزاقی (به عنوان شاخص استرس)، بهبود کیفیت خواب، و تعدیل پاسخ های سیستم ایمنی بود. مکانیسم اصلی این تاثیرات، کاهش استرس ادراک شده، بهبود راهبردهای مقابله ای، افزایش حمایت اجتماعی دریافتی از همسر، و تعدیل محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) تبیین می شود. نتیجه گیری: مداخلات متمرکز بر تقویت صمیمیت زناشویی، راهکاری موثر، غیرتهاجمی و کاربردی برای بهبود سلامت جسمانی و روانی زنان متاهل مبتلا به دردهای مزمن روان تنی است. این یافته ها بر ضرورت ادغام رویکردهای زوج درمانی در پروتکل های مدیریت دردهای مزمن و ارتقای سلامت زنان تاکید دارد و مسیرهای جدیدی را برای پژوهش های آتی در زمینه بررسی مکانیسم های بیولوژیکی و عصبی زیربنایی این ارتباط پیشنهاد می کند.
کلیدواژه ها:
صمیمیت زناشویی ، مداخلات روان شناختی ، درد مزمن روان تنی ، سلامت فیزیولوژیک ، مرور نظام مند ، زنان متاهل
نویسندگان
زهره مینایی
گروه روانشناسی و مشاوره، واحد قوچان، دانشگاه آزاد اسلامی، خراسان شمالی، ایران