بازآفرینی شهری به مثابه برساخت گفتمانی تربیت جمعی؛ خوانشی انتقادی از قدرت، فضا و سوژگی در حاشیه شهر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5

فایل این مقاله در 6 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

URSCM03_055

تاریخ نمایه سازی: 19 مهر 1405

چکیده مقاله:

بازآفرینی شهری در گفتمان توسعه معاصر ایران، عمدتا به مثابه مداخله ای کالبدی–اقتصادی فهم می شود که هدف آن بهسازی فضاهای فرسوده و ارتقای کارایی شهری است. این در حالی است که از منظر تحلیل گفتمان انتقادی، بازآفرینی شهری فرایندی صرفا فنی یا مدیریتی نیست، بلکه میدانی برای اعمال قدرت، تولید معنا و شکل دهی به سوژگی های اجتماعی به شمار می آید. مقاله حاضر با اتکا به آرای میشل فوکو درباره قدرت و دانش، نظریه تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف و نظریه هژمونی لاکلا و موفه، بازآفرینی شهری در بستر حاشیه شهر را به مثابه نوعی «فرایند تربیت جمعی» بازخوانی می کند؛ فرایندی که از رهگذر زبان سیاست گذاری، برنامه ریزی فضایی و نهادهای شهری، الگوهایی خاص از شهروندی مطلوب را تولید و تثبیت می نماید. با تحلیل گفتمان های مسلط و بدیل در نمونه هایی از محلات حاشیه ای شهر تهران و برخی شهرهای ایران، نشان داده می شود که بازآفرینی شهری می تواند هم ابزاری برای انضباط و کنترل اجتماعی باشد و هم بستری برای یادگیری اجتماعی، آگاهی انتقادی و کنش جمعی. در پایان، مقاله دلالت های تربیتی این رویکرد را بررسی کرده و راهکارهایی عملی برای بهره گیری از آموزش انتقادی در فرایندهای بازآفرینی شهری پیشنهاد می دهد.

نویسندگان

صالحه حسینی

کارشناسی ارشد، رشته تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تهران