طراحی و تبیین یک برنامه مداخله ای مدرسه محور مبتنی بر روان شناسی بالینی با رویکرد معنویت اسلامی برای تقویت عوامل محافظت کننده سلامت روان دانش آموزان (گزارش، تحلیل و صورت بندی یک تجربه چندساله در محیط واقعی مدرسه)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 21

فایل این مقاله در 32 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JRPE-12-107_001

تاریخ نمایه سازی: 19 مهر 1405

چکیده مقاله:

سلامت روان نوجوانان حاصل تعامل پیچیده عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی، تحصیلی، فرهنگی و معنوی است. ازاین رو، رویکردهای نوین ارتقای سلامت روان نوجوانان، علاوه بر کاهش عوامل خطر، بر تقویت عوامل محافظت کننده ای همچون خودتنظیمی، خودکارآمدی، تنظیم هیجان، امید، معنا، تاب آوری، حمایت اجتماعی، احساس تعلق و تجربه شایستگی تاکید دارند. مدرسه به عنوان یکی از محیط های طبیعی، در دسترس و روزمره نوجوان، ظرفیت مهمی برای اجرای مداخلات پیشگیرانه و ارتقایی دارد. هدف مقاله حاضر، طراحی و تبیین یک چارچوب مداخله ای مدرسه محور مبتنی بر اصول روان شناسی بالینی با رویکرد معنویت اسلامی برای تقویت عوامل محافظت کننده سلامت روان دانش آموزان دوره متوسطه اول است. مطالعه حاضر یک پژوهش مداخله ای آزمایشی یا کارآزمایی بالینی نیست، بلکه مطالعه ای کاربردی، اکتشافی و مبتنی بر تجربه حرفه ای، تحلیل تجربه میدانی، مستندات اجرایی و شواهد پژوهشی است. چارچوب حاضر در امتداد بیش از چهارده سال تجربه فعالیت های فرهنگی، تربیتی، قرآنی، هنری، آموزشی، رسانه ای و اجتماعی از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ شکل گرفته و از سال ۱۴۰۰ با فعالیت رسمی پژوهشگر به عنوان مربی پرورشی در دبیرستان شهدای دوکوهه، دوره متوسطه اول شهرستان اندیمشک، به صورت منسجم تر استمرار یافته است. در فرایند صورت بندی چارچوب، فعالیت های تکرارشونده و تجربه های میدانی بر اساس کارکرد روان شناختی و تربیتی دسته بندی و با مفاهیم روان شناسی بالینی، روان شناسی رشد، روان شناسی مثبت نگر، نظریه خودکارآمدی، خودتنظیمی، خودتعیین گری، روان شناسی دین و معنویت و رویکردهای پیشگیرانه سلامت روان تطبیق داده شدند. برنامه پیشنهادی در ده جلسه و در محورهایی شامل ایجاد رابطه حمایتگرانه و امنیت روانی، خودآگاهی و شناخت هیجان، تنظیم هیجان، مقابله با استرس، حل مسئله و تصمیم گیری، امید و معنا، نماز و ارتباط معنوی، حمایت اجتماعی و احساس تعلق، خودتنظیمی و تثبیت رفتار و در نهایت تعمیم و استمرار سازمان دهی شده است. یکی از ویژگی های مهم تجربه حاضر، استفاده از ظرفیت های فرهنگی، قرآنی، هنری و رسانه ای مدرسه برای ایجاد فرصت مشارکت و تجربه موفقیت بوده است. پژوهشگر در کنار فعالیت به عنوان مربی پرورشی، با توجه به سوابق و مهارت های خود در حوزه های قرآنی و هنری، در آموزش و آماده سازی دانش آموزان برای برخی مسابقات و نیز در داوری مسابقات قرآنی و هنری آموزشگاهی نقش داشته است. همچنین در زمینه های هنری از جمله پته دوزی، طراحی، نقاشی، داستان نویسی، شعر و سایر فعالیت های هنری، آموزش و هدایت دانش آموزان در محیط مدرسه انجام شده و برخی دانش آموزان در این حوزه ها موفق به کسب رتبه های شهرستانی و استانی شده اند. در حوزه رسانه نیز، تربیت و هدایت دانش آموزان خبرنگار، به ویژه در چارچوب فعالیت های پانا، بخشی از تجربه مورد مطالعه بوده است. فراهم کردن فرصت اجرا، مشارکت در تهیه خبر و پوشش برنامه ها و مراسمات مدرسه و اداره، تولید و تدوین کلیپ های فعالیت های دانش آموزی، ارائه بازخورد و ایجاد فرصت دیده شدن، در مواردی با افزایش انگیزه و مشارکت دانش آموزان همراه بوده است. از جمله نمونه های مورد توجه، تجربه فرشته شریفی، دانش آموز خبرنگار پانا، است که در مسیر فعالیت رسانه ای و همکاری در تهیه و انعکاس اخبار و برنامه ها مورد تقدیر قرار گرفته و از سوی برخی نهادهای آموزشی و اجرایی، از جمله اداره آموزش و پرورش و فرمانداری، لوح تقدیر و هدیه دریافت کرده است. شواهد اجرایی تجربه، از جمله مشارکت دانش آموزان در فعالیت های قرآنی، فرهنگی، هنری، رسانه ای و اجتماعی، کسب رتبه های شهرستانی و استانی، راه یابی برخی دانش آموزان به مراحل بالاتر مسابقات قرآن و عترت، موفقیت در برخی حوزه های فرهنگی و هنری، تجربه مسئولیت پذیری و مشارکت اجتماعی، تقدیر از فعالیت های رسانه ای دانش آموزان و استمرار فعالیت ها در محیط واقعی دبیرستان، از ارزش کاربردی و بوم شناختی این چارچوب حمایت می کنند. بااین حال، این شواهد به دلیل فقدان گروه کنترل، نبود اندازه گیری استاندارد و مستمر در کل دوره و نبود طراحی تجربی یکپارچه، اثربخشی علی یا بالینی برنامه را اثبات نمی کنند. در کنار شواهد اجرایی، یک گزارش روان شناختی موردی طولی نیز در بستر دانشگاهی و آموزشی تدوین شده است که در آن یک دانش آموز با نام مستعار مورد ارزیابی قرار گرفته و اطلاعات حاصل از مصاحبه، مشاهده، آزمون های روان شناختی و مداخله مورد بررسی قرار گرفته است. در این پرونده، تغییراتی در برخی شاخص های عزت نفس، تاب آوری و نشانه های هیجانی مشاهده شده است؛ بااین حال، به دلیل تک موردی بودن و نبود شرایط کنترل شده، این یافته ها صرفا به عنوان شاهد اکتشافی و پشتیبان قابلیت اجرایی چارچوب در نظر گرفته می شوند. مستندات پرونده نیز بر نقش فعالیت های فرهنگی، پرورشی، هنری، رسانه ای و ورزشی به عنوان عوامل محافظت کننده در تجربه موردی تاکید دارند. برآیند مقاله، ارائه یک الگوی بومی، ساختاریافته، قابل توسعه و قابل آزمون برای پیوند مسئولانه ظرفیت های معنوی اسلامی با اصول روان شناسی بالینی و پیشگیری مدرسه محور است. در این مدل، نماز و معنویت اسلامی جایگزین روان درمانی یا درمان پزشکی نیستند، بلکه به عنوان یکی از منابع فرهنگی معنوی بالقوه در کنار خودتنظیمی، خودکارآمدی، تنظیم هیجان، امید، معنا، تاب آوری، حمایت اجتماعی، احساس تعلق و تجربه شایستگی قرار می گیرند.

نویسندگان

سیده زینب موسوی شاکر

روان شناسی بالینی کودک و نوجوان، سلامت روان مدرسه ای و مداخلات دینی معنوی محیط شکل گیری تجربه: دبیرستان شهدای دوکوهه، دوره متوسطه اول، شهرستان اندیمشک