هدف کلی این پژوهش، بررسی مقیاسپذیری کشت برنج هوازی در استان گلستان و شناساییعوامل موثر بر آن بود. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی است که با راهبرد پیمایش انجام شد. ابزار گردآوری داده ها و اندازه گیری متغیرها، پرسشنامه ای محقق ساخته شامل نه قسمت بود که با توجه به الگوی نظری مبتنی بر تلفیق نظریه های
انگیزه حفاظت و
مبادله اجتماعی برای ارتقای مقیاس کشت و کار هوازی برنج تدوین شد. روایی ظاهری و محتوایی سوالات پرسشنامه ها بر اساس برآیند نظرات گروهی از کارشناسان مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای مقیاس های اصلی پژوهش در محدوده بین ۰/۷۲۲ و ۰/۸۶۴ که نشان دهنده پایایی قابل قبول ابزار است. جامعه آماری پژوهش شامل شالیکاران در هفت شهرستان استان گلستان بود که به کشت برنج هوازی مشغول بوده و مقیاس افزایی این ابتکار را در مزارع خویش تجربه کرده بودند (۳۱۵=N). برای تعیین حجم نمونه پژوهش از جدول کرجسی و مورگان استفاده شد (۱۷۲n=). محاسبات آماری این پژوهش، به وسیله نرم افزار SPSSv۲۶ با بهره گیری از تحلیل رگرسیون لجستیک چندگانه صورت گرفت. بر اساس یافته های تحلیل رگرسیونی، ادراک از آسیب پذیری در برابر تغییرات اقلیم (کم آبی) (۱/۲۹۳=B)، ادراک از خودکارآمدی (۱/۸۳۹=B)، ادراک از هزینه ها (۱/۲۶۱-=B)، ادراک از ارزش (۶*۵۷۸=B)، ادراک از پاداش (۱/۶۵۷=B) و ادراک از انتظارات (۰/۶۳۳=B) بر مقیاس پذیری تاثیر دارند. علاوه بر این، از بین متغیرهای جمعیت شناختی و زراعی، تاثیر سابقه کشت برنج (۰/۲۴۱=B)، عملکرد (۰/۸۲۳=B) و دسترسی به خدمات ترویجی (۵/۰۴۴=B) بر مقیاسپذیری کشت هوازی برنج معنادار شده اند. یافته ها نشان دادند که، مقیاسپذیری کشت هوازی برنج متاثر از مجموعه ای از سازه های ذهنی مرتبط با رفتار حفاظتی،
مبادله اجتماعی و متغیرهای جمعیت شناختی و زراعی است. به عبارت دیگر، هرچند شالیکاران با رویکرد حفاظتی در شرایط
کم آبی و خشکسالی به کشت و کار هوازی برنج روی آورده اند، با این حال این کنش از منظر مبادله اجتماعی، نیازمند تعامل با سایر ذینفعان و دست اندرکاران، از جمله شالیکاران و مسئولان محلی و دریافت مشوق ها و حمایت های مورد انتظار است.