پژوهش حاضر به بررسی رابطه میان طرز فکر، جنسیت و بهبود مهارت نگارشی بین دانشجویان ایرانی رشته ادبیات انگلیسی می پردازد و مشخصا (۱) انواع
طرز فکر زبانی (پویا یا ایستا) این دانشجویان را نسبت به نگارش به مثابه یک مهارت زبانی، (۲) تاثیر جنسیت بر طرز فکرهای نوشتاری و (۳) چگونگی اثرگذاری نوع
طرز فکر زبانی بر عملکرد نگارشی بررسی می کند. بدین منظور، یک طرح پژوهشی کمی و مقطعی به کار گرفته شد و داده ها با استفاده از پرسشنامه طرز فکر و ارزیابی های زمان بندی شده مقاله نویسی، گردآوری شد. ۱۶۰ دانشجوی کارشناسی ۱۸ تا ۲۴ ساله در این پژوهش شرکت داشتند که از این میان، ۷۸ نفر در گروه
طرز فکر زبانی پویا و ۶۷ نفر در گروه
طرز فکر زبانی ایستا طبقه بندی شدند. شرکت کنندگان دارای گرایش های
طرز فکر زبانی ترکیبی، از تحلیل های نهایی حذف شدند. نتایج حاصل از آمار توصیفی و استنباطی حاکی از آن بود که اکثریت شرکت کنندگان، دارای طرز فکر پویا بوده و نمرات طرز فکر پویا به طور معناداری از نمرات طرز فکر ایستا فراتر رفته است (p کمتر از ۰٫۰۰۱). مقایسه های مبتنی بر جنسیت، تفاوت معناداری را در جهت گیری طرز فکر نشان نداد که این امر، گویای عدم تاثیر جنسیت بر طرز فکر نگارشی دانشجویان است. با این حال، مشخص شد که نوع طرز فکر زبانی، تاثیر معناداری بر عملکرد نگارشی دارد؛ تا آنجا که دانشجویان دارای طرز فکر پویا در مقایسه با افراد دارای طرز فکر ایستا، عملکرد بهتری در تکالیف نوشتاری داشتند (p کمتر از ۰٫۰۰۱). افزون بر این، نتایج آزمون تی وابسته حاکی از بهبود معنادار عملکرد نگارشی در گروه طرز فکر پویا به مرور زمان بود، اما در گروه طرز فکر ایستا، پیشرفت قابل ملاحظه ای مشاهده نشد. یافته های این پژوهش با تاکید بر نقش حیاتی
طرز فکر زبانی در توسعه مهارت نگارشی زبان دوم، مزایای بالقوه پرورش
طرز فکر زبانی پویا در زبان آموزان را پررنگ می کند.