بازطراحی آموزش مدیریت مالی در دانشگاه ها؛ با تاکید بر مبانی الهی، اقتضائات فرهنگی و نیازهای تربیتی نسل Z
محل انتشار: فصلنامه تربیت اسلامی، دوره: 21، شماره: 56
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 53
فایل این مقاله در 34 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ISED-21-56_004
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405
چکیده مقاله:
مقدمه و اهداف: در جهان امروز که نظام های مالی با بحران های اخلاقی و بی اعتمادی عمومی دست وپنجه نرم می کنند، آموزش مدیریت مالی نیازمند یک بازتعریف بنیادین است تا از رویکرد صرفا سودمحور غربی فاصله بگیرد. این ضرورت در ایران، با وجود بنیان های فرهنگی-دینی قوی، برای تربیت مدیرانی متعهد و عدالت محور، اهمیتی مضاعف می یابد. ورود نسل Z به دانشگاه ها این نیاز را تشدید کرده است؛ نسلی که به دنبال معنا، عدالت و پیوند میان تخصص و ارزش های اخلاقی است. از سوی دیگر، آموزه های اسلامی (مانند تاکید بر عدالت اقتصادی، شفافیت و امانت داری) پتانسیل بالایی برای غنی سازی محتوای مالی فراهم می آورد. متاسفانه، نظام آموزشی فعلی مدیریت مالی در ایران عمدتا مبتنی بر انتقال تکنیک های غربی بوده و از فرهنگ بومی و نیازهای نسلی غفلت کرده است، که این امر خلایی راهبردی در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی یک چارچوب مفهومی بومی برای آموزش مدیریت مالی با رویکرد الهی-فرهنگی است. این الگو بر سه محور اساسی استوار خواهد بود: ارزش های اسلامی-اخلاقی، اقتضائات فرهنگی-بومی ایران، و نیازهای شناختی نسل Z. تلاش می شود تا با بهره گیری از تحلیل متون اسلامی، نظریه های یادگیری و مطالعات تجربی، الگویی ارائه شود که آموزش مدیریت مالی را به فرایندی برای تربیت مدیرانی عدالت محور، امانت دار و پاسخ گو تبدیل کند و تحولی ساختاری در محتوا، روش تدریس، نقش مدرس و نظام ارزشیابی ایجاد نماید.روش: این پژوهش از منظر هدف، توسعه ای-کاربردی و از حیث ماهیت و رویکرد، کیفی با روش تحلیل محتوای استقرایی و فراتحلیل روایتی است. هدف اصلی این رویکرد، دستیابی به یک الگوی بومی برای آموزش مدیریت مالی است که مبتنی بر مبانی الهی و اقتضائات فرهنگی ایران باشد. روش شناسی تحقیق در سه مرحله به هم پیوسته سازماندهی شد:۱. مرور نظام مند و گردآوری منابع: در گام نخست، با استفاده از روش مرور نظام مند، مجموعه ای از منابع معتبر فارسی و لاتین در دهه اخیر شامل حوزه های آموزش مدیریت مالی، نظریه های یادگیری و تربیت اخلاقی، و منابع اسلامی گردآوری شدند. ملاک ورود، روزآمدی، اعتبار علمی و تناسب مفهومی با موضوع بود.۲. تحلیل محتوای استقرایی: متون منتخب با روش تحلیل محتوای استقرایی کدگذاری شدند. مفاهیم کلیدی استخراج و در قالب مقوله های مفهومی سازماندهی شدند و گزاره های هم راستا با محورهای تعلیم و تربیت اسلامی شناسایی و دسته بندی گردید.۳. فراتحلیل روایتی و سه سوسازی منابع: در مرحله ی نهایی، از فراتحلیل روایتی برای تلفیق روایت های مستخرج از سه منبع اصلی (نظریه های یادگیری غربی، تعالیم اسلامی و مطالعات تجربی) استفاده شد. در این مرحله، چارچوب اسلامی مبنا قرار گرفته و تعارضات میان نظریه ها با ترجیح مبانی اسلامی و استفاده تکمیلی از نظریه های غربی مدیریت شدند. برای اعتبارسنجی یافته ها، از تکنیک سه سوسازی منابع (تطبیق نتایج نظری، شواهد اسلامی و مدارک تجربی) بهره گرفته شد. فراتحلیل روایتی، حلقه اتصال میان منابع ناهمگون بود و منجر به صورت بندی نهایی الگوی آموزش مدیریت مالی در چهار محور اصلی (محتوا، روش تدریس، ویژگی مدرس و ارزشیابی) گردید.نتایج: تحلیل مطالعات پیشین نشان می دهد که نظام آموزش مدیریت مالی در ایران عمدتا تحت تاثیر رویکردهای فنی و غرب محور قرار دارد که تمرکز اصلی آنها بر انتقال مهارت های تکنیکی و دانشی بدون توجه کافی به ابعاد ارزشی، اخلاقی و بومی است. این رویکرد موجب شده است که تربیت دانش آموختگان در این حوزه، از لحاظ مسئولیت پذیری اجتماعی، التزام به عدالت مالی، و رعایت اصول شفافیت و امانت داری با کاستی هایی مواجه باشد. بر مبنای تحلیل محتوای متون اسلامی و نظریات نوین یادگیری، سه محور کلیدی برای بازطراحی آموزش مدیریت مالی استخراج شد: ارزش های اسلامی-اخلاقی، اقتضائات فرهنگی–بومی جامعه ایران، و نیازهای تربیتی و شناختی نسل .Z یافته ها حاکی از آن است که این سه محور می توانند چارچوبی منسجم برای تحول در آموزش مدیریت مالی فراهم آورند، به نحوی که تربیت مدیرانی متعهد، مسئول و عدالت محور را هدف قرار دهد. در بعد محتوایی، ضرورت بازنگری در سرفصل ها به گونه ای که مفاهیمی چون ربا، زکات، انفاق، عدالت اقتصادی، و اخلاق حرفه ای اسلامی به صورت نظام مند گنجانده شوند، برجسته شد. همچنین در بعد مدرس، تاکید بر تربیت اساتیدی با نگاه میان رشته ای، سواد دینی-اخلاقی و مهارت های تربیتی، یکی از پیش نیازهای اصلی تحقق این الگو تشخیص داده شد. در بخش شیوه های تدریس، استفاده از روش هایی نظیر یادگیری مسئله محور، پروژه های اخلاق محور، و یادگیری تجربی با تاکید بر موقعیت های واقعی مالی توصیه شد. نهایتا، در زمینه ارزشیابی، بر ضرورت بهره گیری از روش های کیفی و ارزش محور همچون گزارش های تاملی، پرتفوی اخلاقی و پروژه های خدماتی اجتماعی تاکید گردید. نتایج همچنین نشان داد که پیاده سازی این الگو مستلزم غلبه بر چالش هایی نظیر ضعف منابع میان رشته ای، نگرش منفی به تلفیق دین و دانش فنی، کمبود سیاست های حمایتی، و ناآشنایی اساتید با روش های تربیت اخلاقی است. به همین جهت، در ادامه، راهکارهایی برای تقویت زمینه های فرهنگی، ساختاری و آموزشی اجرای این الگو ارائه خواهد شد.بحث و نتیجه گیری: آموزش مدیریت مالی در ایران، همچون بسیاری از حوزه های علمی دیگر، طی دهه های گذشته متاثر از الگوها و نظریه های برگرفته از غرب بوده است؛ الگوهایی که علی رغم مزایای فنی و ساختاری، اغلب فاقد بنیان های ارزشی متناسب با فرهنگ اسلامی-ایرانی اند. در شرایطی که نظام های مالی جهان با بحران های اخلاقی، فساد سازمان یافته و بی اعتمادی نهادی مواجه اند، بازنگری در فلسفه، محتوا و روش آموزش مدیریت مالی نه تنها یک ضرورت آموزشی، بلکه یک رسالت اجتماعی و فرهنگی است. یافته های این پژوهش بر اساس تحلیل مضامین اسلامی، نظریه های یادگیری معاصر و مطالعات تجربی داخلی و خارجی، نشان می دهد که طراحی یک الگوی بومی–مفهومی آموزش مدیریت مالی با تاکید بر سه محور «ارزش های اسلامی-اخلاقی»، «اقتضائات فرهنگی جامعه ایرانی» و نیازهای تربیتی و شناختی نسل Z می تواند نقطه عزیمت موثری برای تحول در این حوزه باشد. چنین الگویی قادر است به جای تاکید صرف بر انتقال دانش فنی، زمینه ساز تربیت مدیرانی شود که در کنار توانمندی حرفه ای، به ارزش هایی چون عدالت، امانت داری، پاسخ گویی، شفافیت و خدمت به منافع عمومی پایبند باشند. در بعد محتوایی، گنجاندن آموزه هایی نظیر عدالت اقتصادی، منع ربا، زکات، اخلاق حرفه ای و فقه معاملات در برنامه درسی مدیریت مالی، می تواند بنیان نظری متفاوتی نسبت به الگوهای مرسوم ارائه دهد. در سطح مدرس، بازتعریف نقش استاد به عنوان مربی اخلاق مدار، همراه با آموزش های میان رشته ای و تربیتی، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. همچنین، استفاده از روش های تدریس مشارکتی، یادگیری مسئله محور، تحلیل موقعیت های واقعی و بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی، از ابزارهای کلیدی در پاسخ به ویژگی های نسل Z به شمار می رود. در زمینه ارزشیابی نیز، کنار گذاشتن ارزیابی های کمی صرف و جایگزینی آن با ابزارهایی مانند گزارش های تاملی، پروژه های اجتماعی و پرتفوی اخلاقی، به رشد معنوی و مسئولیت پذیری دانشجویان کمک می کند.درعین حال، اجرای این الگو با موانعی نظیر ضعف تعامل میان رشته ای، کمبود منابع بومی، نگاه تقلیل گرایانه به آموزش فنی و مقاومت ساختاری روبه روست. این چالش ها نیازمند برنامه ریزی راهبردی، تدوین سیاست های حمایتی، تقویت نهادهای علمی–فرهنگی، و فراهم سازی بسترهای قانونی و حرفه ای است. در نهایت، نوآوری این مقاله در آن است که ضمن نقد رویکرد رایج، الگویی قابل اجرا، مستند به منابع اسلامی و علمی، و سازگار با نیازهای روز دانشجویان و جامعه ارائه می دهد. این الگو می تواند نه تنها الهام بخش تحول در آموزش مدیریت مالی، بلکه زمینه ساز بازآفرینی الگوهای تربیت مدیران در سایر رشته های علوم انسانی و اجتماعی نیز باشد. پیشنهاد می شود در مطالعات آتی، این چارچوب در قالب مطالعات میدانی، طراحی دوره های آموزشی و تحلیل اثربخشی در محیط های دانشگاهی آزموده شود.تقدیر و تشکر: نویسندگان عمیقا از سردبیر محترم و داوران ناشناس بابت بازخورد سازنده و روشنگرشان سپاسگزارند.تعارض منافع: نویسندگان هیچ گونه تضاد منافع مالی یا روابط شخصی شناخته شده ای را که ممکن است بر نتایج گزارش شده در این مقاله تاثیر گذاشته باشد، ندارند.
کلیدواژه ها:
Financial Management Education Moral Development Divine Responsibility Generation Z Economic Justice Islamic Values
نویسندگان
سید رضا سید نژاد فهیم
گروه حسابداری، واحد لاهیجان، دانشگاه آزاد اسلامی، لاهیجان، ایران
کبیر صابر مبصر
گروه حسابداری، واحد آستانه اشرفیه، دانشگاه آزاد اسلامی، آستانه اشرفیه، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :