هدف پژوهش حاضر،
آسیب شناسی فرایند برنامه ریزی و اجرای
فعالیت های پرورشی مرتبط با مفاهیم
نماز و حجاب از دیدگاه مربیان پرورشی
دوره دوم ابتدایی است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد انجام شد. مشارکت کنندگان مربیان پرورشی زن مدارس دولتی دخترانه
دوره دوم ابتدایی بودند که به صورت هدفمند و با روش گلوله برفی انتخاب شدند و گردآوری داده ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار اصلی پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود و داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که آسیب های موجود در اجرای
فعالیت های پرورشی نماز و حجاب در هفت دسته اصلی قابل طبقه بندی است: عوامل زمینه ساز شامل آسیب های ساختاری و زیرساختی، محتوایی و روش شناختی و فناوری؛ عوامل علی شامل ضعف منابع انسانی، چالش های ارتباط با خانواده و نارسایی های آموزشی و تربیتی؛ همچنین راهبردهای بهبود شامل راهبردهای انگیزشی و تشویقی، مشارکتی، آموزشی خلاق، برنامه ریزی جامع، بهره گیری از فناوری های نوین و تعامل هدفمند با والدین؛ و پیامدهای بهبود که در قالب ایجاد انگیزه درونی، ارتقای یادگیری، تقویت مهارت های اجتماعی و تقویت هویت دینی دانش آموزان نمود یافت. همچنین نتایج نشان داد که اجبار در اجرای برنامه ها، عدم تناسب محتوای آموزشی با سن، ضعف جذابیت روش ها و تاثیرپذیری از رسانه های نوین، از مهم ترین موانع اثربخشی
فعالیت های پرورشی است. درمجموع، نتایج پژوهش حاکی از آن است که ارتقای اثربخشی برنامه های پرورشی
نماز و حجاب مستلزم بازنگری در محتوا و روش های آموزشی، تقویت تعامل مدرسه و خانواده، استفاده از رویکردهای مشارکتی و خلاقانه، و توجه به نیازها و ویژگی های رشدی دانش آموزان است. یافته های این مطالعه می تواند مبنایی کاربردی برای بهبود سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های
تربیت دینی در نظام آموزش وپرورش فراهم آورد.