رشد ارگانیک در بافت های محل های شهرهای متوسط ایران تطبیق الگوهای فضایی محدوده بافت فرسوده مسجد یری زنجان با بافت فرسوده محدوده سلطان امیراحمد کاشان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICST05_0944

تاریخ نمایه سازی: 10 مهر 1405

چکیده مقاله:

چکیده مقدمه: رشد ارگانیک شهری به عنوان یکی از الگوهای توسعه غیررسمی و خودکار بافت های شهری در طول تاریخ شهرسازی ایران نقشی کلیدی در شکل گیری بافت های محله ای ایفا کرده است. این نوع رشد که عمدتا تحت تاثیر نیازهای روزمره ساکنان، ساختارهای اجتماعی فرهنگی و گاهی شرایط اقلیمی شکل می گیرد در مقابل رشد برنامه ریزی شده و هندسی متمرکز قرار می گیرد. در شهرهای متوسط ایران که اغلب دارای ریشه های تاریخی عمیق و بافت های فرسوده محله ای هستند رشد ارگانیک همچنان به عنوان یک لایه زنده از حافظه شهری در مقیاس های کوچک و محدوده های مرکزی مانند مساجد و حسینیه ها مشهود است. هدف پژوهش: تحلیل و مقایسه تطبیقی الگوهای رشد ارگانیک در دو بافت محله ای از شهرهای متوسط ایران با شرایط اقلیمی و فرهنگی متفاوت با تمرکز بر تحلیل فضایی کلیدی و مقایسه تطبیقی. روش شناسی تحقیق این پژوهش از نوع مطالعات موردی تطبیقی (Comparative Case Study) است و با رویکردی توصیفی تحلیلی و فضایی کلیدی انجام شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو مکانی پژوهش شامل دو محدوده است؛ محدوده مسجد یری در شهر زنجان واقع در مرکز تاریخی شهر با اقلیم سرد کوهستانی و محله سلطان امیرآباد شهر کاشان، یکی از قدیمی ترین و مستندترین بافت های تاریخی ایران با تاثیر اقلیم گرم و خشک و با ساختارهای اجتماعی مذهبی. یافته ها و بحث: در هر دو محدوده شبکه خیابانی غیرمنتظم و با عرض کم وجود دارد. در محدوده سلطان امیرآباد این پیچیدگی بیشتر تحت تاثیر نیازهای اقلیمی (سایه داری، کاهش باد گرم) است، در حالی که در مسجد یری عوامل اجتماعی و مذهبی نقش اصلی را داشته اند. در هر دو مورد فضای مقدس (مسجد یا حسینیه) به عنوان هسته مرکزی رشد عمل کرده است. در محدوده سلطان امیرآباد این مرکزیت گاه با چاه های عمومی ترکیب شده است که نشانه تعامل اقلیم و فرهنگ است. هر دو بافت دارای کاربری مختلط (مسکونی، تجاری کوچک، مذهبی) هستند که نشانه ای از عدم تفکیک کارکردها در رشد ارگانیک بوده و هر دو بافت در مقیاس محله ای و کوچک رشد کرده اند و امروزه با فرسودگی سازه ای و کالبدی مواجه اند، اما هویت فضایی خود را حفظ کرده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که رشد ارگانیک در بافت های محله ای شهرهای متوسط ایران فارغ از شرایط اقلیمی از منطق فضایی-اجتماعی مشترکی پیروی می کند منطقی که بر پایه مرکزیت فرهنگی مذهبی، تنوع کاربری و فرآیند رشد فزاینده استوار است. این یافته اهمیت حفظ و بازآفرینی بافت های فرسوده را نه به عنوان میراث منفعل، بلکه به عنوان ارگانیسم های زنده شهری با قابلیت تطبیق و تکامل نشان می دهد. همچنین مقایسه تطبیقی این دو مورد امکان انتقال تجربیات موفق مانند برنامه های بازآفرینی مشارکتی در کاشان به بافت های مشابه مانند مسجد یری (زنجان) را فراهم می سازد. در نهایت این پژوهش پیشنهاد می کند که الگوهای رشد ارگانیک بومی باید به عنوان الگوهای پویای پیدا و نشان محور در برنامه ریزی شهری معاصر مورد توجه قرار گیرند.

کلیدواژه ها:

رشد ارگانیک ، الگوهای فضایی ، محدوده مسجد یری ، زنجان ، محدوده سلطان امیر احمد کاشان

نویسندگان

اکبر نوروزی

دانشجوی دکتری گروه شهرسازی واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران

داریوش اردلان

گروه شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران

سید محمدرضا خطیبی

گروه شهرسازی واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی قزوین، ایران