واکاوی نقش سرریز دانش، ظرفیت جذب و اکوسیستم های نوآوری در تحول صنعت پتروشیمی: مطالعه ای تطبیقی بر تجربه آلمان و ایران با رویکرد آمیخته (۲۰۲۶–۲۰۲۴)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HUCONF06_097

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

صنعت پتروشیمی به مثابه یکی از دانش بنیان ترین عرصه های تولید صنعتی، نه تنها موتور محرکه اقتصاد کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه است، بلکه مرزهای نوآوری را در حوزه هایی چون کاتالیست، پلیمرهای پیشرفته و فرایندهای سبز جابه جا می کند. بااین حال، شکاف عمیق ارزش افزوده میان ایران و آلمان – بالغ بر ۲۱۰۰ دلار به ازای هر تن محصول پلیمری – پرسشی بنیادین را برمی انگیزد: ریشه این شکاف در کجاست و چگونه می توان از تجربه های پیشرو برای عبور از آن بهره گرفت؟ این مقاله با بهره گیری از چارچوب نظری سرریز دانش (KSTE)، ظرفیت جذب و نظریه دانش پنهان، و با استناد به داده های به روز ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، به مطالعه ای تطبیقی عمیق از صنعت پتروشیمی دو کشور می پردازد. یافته ها نشان می دهد که آلمان با سرمایه گذاری ۳۰ میلیون یورویی در پروژه ASCEND برای کشف کاتالیست های نسل بعد با هوش مصنوعی، راه اندازی پالایشگاه زیستی UPM در لویونا با سرمایه ای بالغ بر ۱٫۶ میلیارد دلار، ابتکار فضای داده مشترک Process-X و نظام مدیریت دانش پیشروی QKnows در BASF، در مسیری نظام مند و چندلایه برای تحول دیجیتال و سبز گام برمی دارد. درمقابل، ایران با وجود دستیابی به ظرفیت اسمی بیش از ۱۰۰ میلیون تن در سال، بومی سازی فناوری های کاتالیست و غشایی، و اجرای پروژه هایی چون پانوراما و ایجاد دریاچه داده، همچنان با چالش های ساختاری نظیر کمبود سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه، زنجیره ارزش ناقص، و آسیب پذیری زیرساختی در بحران های اخیر دست به گریبان است. مقاله در پایان با ارائه راهکارهای مدیریتی–سیاستی عینی و عملیاتی، چشم اندازی برای گذار از صنعت پتروشیمی مبتنی بر خوراک به صنعتی مبتنی بر دانش، هوش مصنوعی و پایداری ترسیم می کند.

نویسندگان

حسین علی آبادی

گروه کارآفرینی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری