بازخوانی نظریه «امام» واحد در اندیشه محمدرضا حکیمی؛ تحلیلی بر وحدت تاریخی ائمه(ع) در کتاب «امام در عینیت جامعه»

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

GHADIRCONF16_116

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

اندیشه امامت در مکتب تشیع افزون بر جایگاه اعتقادی یکی از مهمترین مبانی تحلیل تاریخ و جامعه اسلامی به شمار می رود. در میان اندیشمندان معاصر، محمدرضا حکیمی با طرح نظریه ضمنی «امام واحد» در کتاب امام در عینیت جامعه کوشیده است قرائتی کل نگر و پیوسته از تاریخ ائمه اطهار (ع) ارائه کند و از برداشت های مقطع نگر و شخصیت محور فراتر رود. مسئله اصلی این پژوهش تبیین مبانی، مولفه ها و ظرفیت های نظریه «امام واحد» و بررسی چگونگی تفسیر وحدت تاریخی ائمه (ع) در اندیشه حکیمی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش توصیفی-تحلیلی بر پایه مطالعات کتابخانه ای و تحلیل مفهومی آثار حکیمی، به ویژه کتاب امام در عینیت جامعه انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نظریه «امام واحد» بر چند مبنا همچون عینیت گرایی، استمرار رسالت نبوی، پیوند امامت با عدالت اجتماعی و واقع گرایی تاریخی استوار است و مولفه هایی مانند وحدت، هدف وحدت، رسالت وحدت، مبارزه، پیوستگی تاریخی امامت و تمایز میان ثبات راهبرد و تنوع تاکتیک ها را دربرمی گیرد. همچنین مقایسه این نظریه با دیدگاه انسان ۲۵۰ ساله نشان می دهد که هر دو بر وحدت راهبردی ائمه (ع) تاکید دارند اما حکیمی با برجسته سازی ابعاد اجتماعی، فرهنگی و تمدنی امامت دامنه تحلیل را فراتر از مبارزه سیاسی گسترش می دهد. در مجموع نظریه «امام واحد» ظرفیت بالایی برای ارائه الگویی منسجم در تحلیل تاریخ امامت و بازخوانی سیره ائمه (ع) در چارچوب یک پروژه تاریخی واحد دارد.

نویسندگان

مهدی رستمی

دانشجوی دکتری، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی دانشگاه معارف اسلامی قم