تحلیل مقایسهای شاخص دما-رطوبت در چهار شهرستان استان گلستان با طیف اقلیمی خشک تا مرطوب
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AGRIHAMAYESH10_237
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
استان گلستان به دلیل همجواری با دریای خزر و رشته کوه البرز تنوع اقلیمی قابل توجهی از خشک نیمه بیابانی تا مرطوب خزری را در فاصله ای کمتر از ۱۵۰ کیلومتر به نمایش می گذارد که امکان بررسی تاثیر تغییر رطوبت و دوری از دریا را بر شاخص دما رطوبت (THI) فراهم می سازد. با وجود پژوهش های متعدد در سطح ملی و جهانی تاکنون مطالعه ای به مقایسه سیستماتیک این شاخص در امتداد شیب اقلیمی مذکور در استان گلستان انجام نشده است. از این رو هدف اصلی این پژوهش تحلیل مقایسهای شاخص دما رطوبت در چهار شهرستان استان گلستان گنبدکاووس همراه با ایستگاه اینچه برون، گرگان، بندر ترکمن و مراوه تپه در بازه زمانی ۱۰ ساله (۱۳۹۴ تا ۱۴۰۳) می باشد. داده های روزانه دما و رطوبت نسبی از ایستگاه های سینوپتیک اخذ و شاخص THI بر اساس فرمول استیدمن تام محاسبه و در شش رده طبقه بندی شد. تحلیل داده ها در پنج سطح با استفاده از نرم افزار Excel انجام پذیرفت. یافته ها نشان داد که طبقه نسبتا سرد با فراوانی ۸۵ تا ۹۸ روز، بیشترین سهم را دارد که حاکی از غلبه سرمای ملایم و خنک در بخش قابل توجهی از سال است. شهرستان مراوه تپه با ۱۳۵ روز آسایش سالانه مطلوب ترین و اینچه برون با ۱۱۴ روز، آسایش نامطلوب ترین شرایط را دارا هستند. از نظر الگوی ماهانه اردیبهشت و مهر بهترین و تیر، مرداد، دی و بهمن نامناسب ترین ماه ها شناخته شدند. بررسی روند ده ساله نشان داد که تعداد روزهای آسایش در همه شهرستان ها روند افزایشی ملایم داشته است. به طور کلی، پژوهش حاضر نشان داد که ارتفاع مراوه تپه و دوری از رطوبت دریا گنبدکاووس نقش موثرتری در افزایش روزهای آسایش نسبت به عرض جغرافیایی دارد. بر اساس یافته ها، برنامه ریزی گردشگری بر اساس ماه های اوج آسایش، طراحی معماری همساز با اقلیم با اولویت مقابله با سرمای ملایم و تدوین هشدارهای بهداشتی برای مدیریت تنش های گرمایی و سرمایی در مناطق مختلف استان پیشنهاد می شود. پژوهش های آتی با دوره آماری طولانی تر و به کارگیری شاخص های جامع تر مانند UTCI توصیه می گردد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مصطفی یلقی
دانشجوی کارشناسی ارشد اقلیم شناسی گروه جغرافیای طبیعی دانشکده جغرافیا دانشگاه تهران، تهران، ایران
غلامرضا روشن
دانشیار اقلیم شناسی گروه جغرافیای طبیعی دانشکده علوم انسانی دانشگاه گلستان گرگان ایران