گذار از بلاغت به تاویل در تاریخ نقد ادب ایرانی (با تکیه بر مقدمه ی محمد گل اندام)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LLCSCONF24_069

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهشگران، غزل عارفانه ی پارسی را تاویل پذیر دانسته اند. دیوان حافظ از این نظر، موردی برجسته است. پرسش این مقاله آن است که آیا در میان ناقدان گذشته کسی به این ویژگی شعر خواجه پی برده بوده است؟ نخستین کسی که به این موضوع اشاره کرده، چه کسی بوده است؟ محمد گل اندام، دوست و جامع دیوان حافظ در مقدمه ای که نوشته است به متکثر بودن مخاطبان شعر او اشاره می کند. تحلیل متن مقدمه ، نشان از آن دارد که وی نخستین یا از نخستین کسانی است که به این موضوع اشاره کرده است و آن را به نگارش درآورده است. با اتکا به این منبع و نیز با توجه به نگرش ناقدانی که در قرن های سپسین درباره ی شعر خواجه سخن گفته اند آشکار می شود که تاویل از حدود قرن هشتم افزون بر کارکرد معرفت شناختی، نقشی زیبایی شناختی نیز پیدا می کند. به نظر می رسد که سرآغاز این دگرگونی در تاریخ نقد ادب ایرانی، مقدمه ی گل اندام باشد.

نویسندگان

مصطفی جلیلی تقویان

دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران