تقابل «شب» و «چراغ»: تحلیل فرمالیستی دوگانه انزوا و رهایی در شعر «زمستان» اخوان ثالث و «هدیه» فروغ فرخزاد
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
LLCSCONF24_059
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
نقد فرمالیستی با تاکید بر آشنایی زدایی، هنجارگریزی و برجسته سازی، امکان خوانشی تازه از ساختار و زبان شعر فارسی را فراهم می آورد. در پژوهش حاضر، با بهره گیری از مبانی نظری فرمالیسم روسی، دو شعر نمادین «زمستان» از مهدی اخوان ثالث و «هدیه» از فروغ فرخزاد به صورت تطبیقی تحلیل شده است. پرسش اصلی آن است که هر شاعر با استفاده از کدام شگردهای هنجارگریزی (واژگانی، نحوی، آوایی، زمانی) از یک فضای اقلیمی و عاطفی مشترک (زمستان و شب) به دو تصویر متفاوت از انزوا و رهایی دست می یابد. روش پژوهش توصیفی‑تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. یافته ها نشان می دهد اخوان ثالث با تکیه بر باستان گرایی و نحو حماسی، فضایی بسته، اسطوره ای و نفوذناپذیر از حبس می آفریند که در آن هیچ صدایی به جایی نمی رسد و تمام درها بسته است. در مقابل، فروغ فرخزاد با استفاده از تکرار گسسته نما و سپس شکستن ناگهانی آن به کمک جمله ی امری ساده، محصورشدگی در شب را به فرصتی برای رهایی تبدیل می کند. این حرکت از انزوا به سوی امید نشان می دهد که آشنایی زدایی لزوما به معنای القای یاس نیست، بلکه بسته به جهان بینی شاعر می تواند مخاطب را به کنش مستقیم و گشودگی فراخواند. بدین ترتیب، ابزارهای یکسان فرمالیستی در دو بافت متفاوت، دو نتیجه ی متضاد را رقم می زنند: بسته شدگی مطلق در برابر گشودگی و حرکت به سوی زندگی. این پژوهش نتیجه می گیرد که فرم هرگز از معنا جدا نیست و برجسته سازی زبانی در شعر معاصر فارسی می تواند هم در خدمت ترسیم اسارت باشد و هم در جهت دعوت به روشنایی.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رقیه سادات ابراهیمی
دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات فارسی، گرایش ادبیات تطبیقی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین