تحلیل بازنمایی مفهوم «تقدیر» در بازنویسی های کودکانه از متون کلاسیک فارسی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LLCSCONF24_038

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

مفهوم «تقدیر» در متون کلاسیک فارسی، ریشه در جبرگرایی هستی شناختی دارد که کنش مندی فرد را در اراده ای فرادستی محو می کند. با ظهور ادبیات کودک و نوجوان و تاکید نظام های آموزشی نوین بر «عاملیت» و «اراده»، انتقال این میراث با چالش های معرفت شناختی مواجه شده است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی-انتقادی، بازنمایی تقدیر در بازنویسی های معاصر آثار عطار، مولوی و کلیله ودمنه را بررسی می کند تا گذار از «انفعال تقدیری» به «کنش گری مدرن» را تبیین نماید. مسئله اصلی تحقیق، واکاوی استراتژی های متنی نویسندگان در مواجهه با تضاد میان جبر متون کهن و ضرورت تربیت «کودک پرسشگر» است. چارچوب نظری پژوهش شامل تحلیل گفتمان و روان شناسی رشد است. فرضیه اساسی آن است که بازنویسی، فراتر از یک ساده سازی زبانی، نوعی «بازنگری ایدئولوژیک» در زیرساخت های فکری متن مبدا محسوب می شود. یافته ها نشان می دهد مفاهیمی چون «صبر»، «توکل» و «رضا» در فرآیند بازنویسی دچار دگردیسی معنایی شده و از جایگاه استعلایی خود به ابزارهایی برای «تاب آوری روانی» و «صبر استراتژیک» تنزل یافته اند. نویسندگان با حذف زنجیره های متافیزیکی و جایگزینی روابط علت و معلولی، سعی در تقویت هویت کودک داشته اند؛ اقدامی که گاه به «ناهمزمانی معرفت شناختی» و گسست از اصالت متن کهن منجر شده است. نتیجه نهایی پژوهش بر این اصل استوار است که بازنویسی های موفق، با ایجاد تعادل میان حکمت کلاسیک و ضرورت های زیستی مدرن، تقدیر را نه به عنوان بن بست اراده، بلکه به مثابه پذیرش واقعیت های تغییرناپذیر هستی بازتعریف می کنند. این رویکرد با پیشگیری از شکل گیری «درماندگی آموخته شده» در کودک، الگویی را برای بازنویسان ترسیم می کند تا ضمن حفظ روح متون کهن، ظرفیت های کنش مندی را در مخاطب جوان ارتقا بخشند.

نویسندگان

حسین جعفرپور

گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه دولتی یاسوج، یاسوج، ایران