دیوانگی به عنوان نقد اجتماعی در داستان کاغذدیواری زرد

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36

فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LLCSCONF24_018

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

داستان کاغذدیواری زرد نوشته یوسف کامرانی به عنوان یک نمایشگاه ادبی و اجتماعی، به طور عمیق به مفهوم دیوانگی به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی پرداخته است. در این مقاله، دیوانگی به عنوان یک پدیده فراتر از بیماری روانی، به عنوان یک شکل از مقاومت فردی در برابر ساختارهای قدرت، ناانصافی و تبعیض اجتماعی تحلیل شده است. شخصیت اصلی داستان، با دچار شدن به دیوانگی، به طور غیرمستقیم و از طریق زبان نمادین و افسانه ای، به نقد سیستم های اجتماعی، سنت های نامنصفانه و فشارهای فرهنگی می پردازد. این دیوانگی، نه به عنوان یک نقص، بلکه به عنوان یک شکل از آگاهی و شهادت فردی در برابر واقعیت های نهفته در جامعه، مطرح می شود. متن داستان با استفاده از سبک نویسی افسانه ای، مجازی و نمادین، دیوانگی را به عنوان یک ابزار تفکر انتقادی و تحریک کننده تفکر اجتماعی معرفی می کند. این رویکرد، دیوانگی را از یک وضعیت بیماری به یک حالت هوشیاری انتقادی تبدیل می کند که در آن فرد، از طریق شکستن قوانین منطقی و واقعیت گرایی، به حقیقت های پنهان جامعه دست می یابد. این مطالعه با بهره گیری از نظریه های نقد اجتماعی، نمادشناسی و نقد ادبی، نشان می دهد که دیوانگی در داستان کاغذدیواری زرد، نه تنها یک ویژگی شخصیتی، بلکه یک سیاست نمادین است که از طریق آن نویسنده به نقد ساختارهای قدرت، نابرابری های اجتماعی و فریب های ایدئولوژیک می پردازد. این مقاله به این نتیجه می رسد که دیوانگی در این اثر، به عنوان یک ابزار ادبی، امکان تحلیل عمیق تر از جامعه و انسان در برابر سیستم های سرکوب گر را فراهم می کند.

نویسندگان

فاطمه صادقی

کارشناسی زبان و ادبیات ژاپنی، دانشگاه تهران، تهران