نشانه شناسی مکان کالبدی بر اساس وجوه نشانگی سه گانه (منظر حسی، فرهنگی و انضباطی)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICCACS07_1183
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
مکان ایجاد فضایی است که در آن انسان درونی با انسان بیرونی مواجه و موجبات شناخت یکدیگر و پیرامون آن فراهم می شود. تفاوت در مکان های مختلف باعث ایجاد تصویر ذهنی مختلف و احساسات و ادراکات متفاوت است و این ادراکات ریشه در معانی دارند. ما در نقطه تلاقی علم و هنر و با هدف ارتقای کیفی حس مکان که از مهمترین مفاهیم کیفیت دهی به فضای معماری است قرار داریم و این کیفیت که توسط تصویر ذهنی به وجود می آید و به واسطه نشانه ها ایجاد می شود پس: نشانه ها و سپس تصویر ذهنی عامل تقویت حس مکان است. برای ارتباط موثر یک بنای تجاری موفق با مخاطبان و مصرف کنندگان آن نیاز به رمزگان های بصری ادراکی و رمزگان هنر زیبایی شناختی و رمزگان کالا داریم و این رمزگان ها باید منطبق بر تجربه زیسته مخاطب و قابل خواندن باشد. در تعریف مکان می توان گفت بخشی از فضا است که توسط عناصر مشخص دارای هویت مختص به خود و بی تکرار می باشد و خاطره سازی و حس تعلق به مکان را به ارمغان می آورد. مخاطب در مواجهه با فضا با اتکا بر تجربه زیسته خود و در هر کس به صورت اولویت های پلکانی و زمینه های فرهنگی اجتماعی خود و همچنین بستر فضای موجود اقدام به تفسیر رمزگان و بازتولید فضا در ذهن خود می کند. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر نشانه شناسی مکان کالبدی بر اساس وجوه نشانگی سه گانه (منظر)، حسی، فرهنگی و انضباطی می باشد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای می باشد. نتایج نشان داد در مبحث نشانه شناسی مکان این ۳ وجه یک رابطه ۲ طرفه باهم دارند و هر یک بر پیشبرد اهداف دیگری تاثیرگذار است. نشانه های کالبدی، صوتی، بویایی و چشایی هر کدام دارای متن و لایه های متنی بوده و بر اساس دیالکتیک سه گانه لوفور تعریف شده که برای مخاطب دال بر مفهومی است و هر مخاطب نیز سیستم رمزگانی سلسله مراتبی خودش را دارا است. این دیالکتیک سه گانه به سه فضای مختلف می پردازد؛ فضای اول واقعی و فرمی است که ساخته و مورد استفاده است و فضای دوم فضای منطقی و مهندسی شده است و فضای سوم فضایی است که در طول زمان اصلاحات داشته و متکی بر واقعیت و تصور است. پس از ادراکات حسی و اصلاحات آن در بنا با ایجاد منظر فرهنگی و انضباطی که غالبا توسط ارزش گذاری نهاده می شود این حس تعلق و ارزشمندی در بناها به خصوص بناهای دارای ارزش تاریخی احیا می شود. تحقق نشانه شناسی مکان می تواند با ایجاد فضاهای مختص به آن به وجود آید چرا که سلسله مراتب پلان بنا دارای پیام و نشانه برای مخاطب است. از آنجایی که روابط قدرت به نحوی تعیین کننده و گریزناپذیر از خلال و به واسطه فضاهای مادی جهان تنیده می شود و درون چنین فضاهایی است که تجمع هایی از افراد، فعالیت ها، تکنولوژی، نهادها، ایده ها و رویاها همه گرد می آیند و گردش می کنند و دوباره گرد هم می آیند، می بایست در نشانه شناسی این فضاها قدرت و نظم را در خلال هم تعریف نمود تا انرژی مادی و معنوی مصرف کنندگان بنا در جهت گیری درست قرار گیرد و اینگونه می توان یک بنای موفق با رویکرد باز فعال سازی و سرشار از حس تعلق داشت. سه گام مطرح شده یعنی منظر، حسی، منظر فرهنگی و منظر فناوری انضباطی به ترتیب از دل نظریه های تولید فضای لوفور و مربع معنای گریماس و نظریه دانش و قدرت فوکو بیرون کشیده شده اند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا خیاط
کارشناس ارشد مرمت و احیا بناهای تاریخی دانشگاه آزاد تهران مرکزی
محمد منصور فلامکی
عضو هیات علمی دانشگاه تهران استاد دانشکده معماری دانشگاه آزاد تهران مرکزی