از کاشی تا قبا زبان بصری مشترک رنگ و نقش در مسجد مشیرالملک و پوشاک قاجاری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICCACS07_0358

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با عنوان از کاشی تا قبا زبان بصری مشترک رنگ و نقش در مسجد مشیرالملک و پوشاک قاجاری با رویکردی توصیفی تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای و تطبیقی به بررسی همسانی های بصری و مفهومی میان هنر کاشی کاری مذهبی و پوشاک دوره قاجار می پردازد. هدف شناسایی و تحلیل این زبان بصری مشترک و تبیین پشتوانه های فرهنگی، هنری و اجتماعی آن است. یافته ها نشان می دهد که سه مولفه کلیدی در هر دو عرصه به طور یکپارچه عمل کرده اند: نخست، نقوش مشترک چون بته جقه گل ختایی و اسلیمی با ساختار هندسی و تکرار منظم که حامل معانی نمادینی مانند حیات، بهار و ابدیت اند؛ دوم پالت رنگ همسان شامل فیروزه ای آرامش و آسمان لاجوردی معنویت و وقار و زرد طلایی نور و شکوه که ریشه در منابع رنگزا و ذائقه مشترک سفارش دهندگان دارد؛ و سوم جلوه براق حاصل از لعاب کاشی و بافت های زربفت یا مخمل که حسی از شکوه، معنویت و تمکن القا می کرد. تحلیل فرهنگی نشان می دهد مسجد، به منزله نمایشگاه هویت جمعی و معنوی و لباس به عنوان شاخص هویت فردی و طبقاتی در چارچوب فرهنگی واحدی عمل کرده و در آیین ها و مناسبت های اجتماعی هم افزایی بصری ایجاد نموده اند. همچنین کارگاه های کاشی پزی در تهران، اصفهان و کاشان و کارگاه های بافندگی در کرمان، یزد و کاشان با نظام استاد شاگردی و بازار مشترک در تبادل نقش، رنگ و تکنیک نقشی تعیین کننده داشته اند. این پیوند بازتابی از نظام زیبایی شناسی و هویت بصری قاجاری است که در آن هنر مذهبی و هنر کاربردی مرز روشنی از یکدیگر ندارند. نتایج بر اهمیت مطالعه میان رشته ای هنرها برای درک ژرف تر میراث تصویری ایران تاکید کرده و بر لزوم احیای این زبان بصری با رویکردی نوگرایانه در مد محصولات فرهنگی و آموزش برای ایجاد پیوندی نو میان نسل امروز و میراث ملی تصریح دارد.

نویسندگان

ثریا اکبری

لیسانس طراحی لباس دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد، ایران

نفیسه دشتبان

کارشناسی ارشد رشته معماری دانشگاه غیرانتفاعی سلمان مشهد، ایران