تحلیل نشانه شناختی رئالیسم استعاری در آثار ولادیمیر کوش؛ گذار از سوررئالیسم ویرانگر به هنر امیدبخش

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICCACS07_0289

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

با توجه به رشد فزاینده ی سبک ها و شاهکارهای هنری در دنیا به نظر می رسد نقش پژوهش ها و تحلیل های هنری روزبه روز برجسته تر می شود. جنبش سوررئالیسم از جنبش های مهم هنری است که تاثیرات بسیاری بر هنر کشورهای مختلف گذاشته و گستره ی وسیعی در هنر معاصر دارد. پژوهش حاضر به بررسی آثار ولادیمیر کوش (۱۹۶۵) هنرمند معاصر، روسی و بررسی سبک او یعنی رئالیسم استعاری می پردازد که با تلفیق سوررئالیسم و نمادگرایی بینشی نو در هنرهای تجسمی به وجود آورده است. مطالعه حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از نظریه استعاره های مفهومی جرج لیکاف و مارک جانسون (۱۹۸۰) به تحلیل نظام استعاری آثار کوش پرداخته است. بر اساس این نظریه استعاره صرفا یک آرایه ادبی نیست بلکه شیوه ای بنیادین برای تفکر و بازنمایی واقعیت است. در این پژوهش چهار اثر شاخص از ولادیمیر کوش شامل «عزیمت کشتی بالدار»، «طلوع آفتاب کنار اقیانوس» و دو اثر دیگر مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهد کوش با به کارگیری استعاره های ساختاری، استعاره های جهتی و استعاره های هستی شناختی، نظامی منسجم از معانی را خلق می کند. برخلاف سوررئالیست های کلاسیک که بر مفاهیم اضطراب آلود تاکید داشتند، کوش با تلفیق نمادهای طبیعت و استعاره های مثبت به بازتعریف امیدوارانه ای از سوررئالیسم دست می زند. رئالیسم استعاری کوش صرفا یک سبک بصری نیست، بلکه نظامی شناختی برای درک و بازنمایی واقعیت از طریق تلفیق تخیل و عینیت است. دستاورد این تحقیق ارائه درکی نو از ظرفیت های امیدآفرین سوررئالیسم معاصر در تجربه ی هنری است.

نویسندگان

شبنم اصل خادمی افضل

کارشناس ارشد پژوهش هنر