بررسی تاثیر قوم هوپی بر مجسمه سازی ماکس ارنست با تکیه بر نظریه بازتاب
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICCACS07_0269
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
هدف نهایی از پژوهش حاضر آن است که امکان و میزان تاثیر پذیری هنرمندان دادائیست و سوررئالیست از هنر و صنایع دستی اقوام بدوی و بومیان باتکیه بر نظریه بازتاب مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد. نظریه بازتاب هنر را بازنماینده اوضاع و احوال جامعه می داند که برای بررسی هنر منحط و تخریب گرای دادائیستی از مطلوب ترین نظریه هاست. سوررئالیست ها که در ادامه دادائیست ها و در تکمیل اسلوب ها و تکنیک های آنها به وجود آمدند، علاوه بر دنبال کردن خط فکری دادائیستی، دست به نوآوری های تازه ای نیز زدند. آنها که ضمیر ناخودآگاه و رویا را منبع الهامات خود قرار داده بودند، هنر بومیان را که ارتباط نزدیکی با طبیعت و ناخودآگاه جمعی داشت چونان الگویی در برابر خود قرار داده و دست به آزمایشگری های موفقیت آمیز زدند. یکی از این هنرمندان ماکس ارنست دادائیست و سوررئالیست آلمانی بود که پس از مهاجرت به آریزونای آمریکا عروسک های کاچینای قوم هوپی را الگوی ساخت مجسمه های خود قرار داد. بر این اساس می توان چنین اذعان نمود که تاثیرات دادائیست ها و به دنبال آنها سوررئالیست ها از هنر اقوام بدوی نه صرفا برحسب تصادف که در نتیجه دیدگاه و نگرش آنها مبنی بر اجتناب از هر اصل، سنت، قانون، منطق، و هر عنصر تمدنی غرب و تمایل آنها به هنر ملهم از طبیعت و ساده شده اقوام ابتدایی بوده است. پژوهش حاضر از بعد روش تحقیق از نوع کیفی بنیادین بوده و به شیوه توصیفی-تحلیلی تجزیه و تحلیل می شود. اطلاعات نیز به شیوه کتابخانه ای جمع آوری شده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا بوداغی
دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ هنر جهان اسلام دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران