ارزیابی رابطه سبک زندگی ساکنین با ساختار اتاق های نشیمن خانه های دوره قاجار در محله مقصودیه تبریز
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICCACS07_0192
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
فضای نشیمن خانه به عنوان عینی ترین کارکرد در بیان فرهنگ سکونت در جایگاه هسته اجتماعی خانواده بوده و تحت تاثیر سبک زندگی و نظام رفتاری حاصل از آن می باشد. از آنجا که رابطه تنگاتنگ سبک زندگی سنتی و معماری سنتی نشان از مفهومی فراتر از کالبد دارد، مطالعه کیفی چنین رویکردی در قالب چگونگی انعکاس سبک زندگی بر خانه می تواند در حل چالش های پیش روی مسکن معاصر راهگشا باشد. در این پژوهش، با این پیش فرض که سبک زندگی سنتی در نظام اجتماعی و فرهنگی دوره قاجاری، ساختار اتاق های دو دری سه دری را به عنوان کانون همنشینی خانواده شکل داده است، در پی جواب این پرسش می باشد که چگونه سبک زندگی بر سازمان فضایی و نوع چینش اثاثیه خانه با نگرشی بر فضاهای نشیمن در خانه های دوره قاجار در محله مقصودیه تبریز تاثیرگذار بوده است؟ با استفاده از روش های تحلیل کیفی و تاریخی به بررسی چگونگی تطابق عناصر معماری داخلی با نیازهای اجتماعی و فرهنگی ساکنان پرداخته شده است. داده ها از طریق بررسی میدانی، تحلیل نقشه های معماری و اسناد تاریخی گردآوری شده اند. چنین شناختی با هدف حل مسئله و روشنگری اذهان طراحان امکان بازاندیشی عمیق در طراحی خانه حال و آینده با ریشه یابی تاثیرپذیری از سبک زندگی ساکنین را مهیا می سازد. یافته ها دلالت بر انعکاس باورها و ارزش های فرهنگی دارد که با جهان بینی آمیخته و بر سبک زندگی تاثیر گذاشته است. از طرفی اصول طراحی خانه سنتی مستخرج از منابع شریعت با ارزش های سنتی که ریشه در جهان بینی دارد، در ارتباط است. ساختار خانواده گسترده، روابط خویشاوندی تنگاتنگ و تفکیک حریم های زنانه و مردانه تحت تاثیر ملاحظات مذهبی در بطن نظام فعالیت ها جلوه ای از سبک زندگی سنتی می باشند که کاملا با سازمان فضایی و قرارگاه های رفتاری و کالبد فیزیکی اتاق ها در مواردی همچون شکل، ابعاد، تناسبات، تعداد محور قرارگیری، موقعیت بازشوها، دسترسی، اثاثیه، تزئینات هماهنگ می باشند. این پژوهش نشان می دهد که معماری این دوره نه تنها بازتابی از نیازهای کاربردی بوده بلکه، ابزاری برای نمایش هویت اجتماعی و فرهنگی محسوب می شده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
الناز اشرفی
دانشجوی دکتری گروه معماری واحد تبریز دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
لیدا بلیلان
استاد تمام گروه معماری واحد تبریز دانشگاه آزاد اسلامی تبریز، ایران
داریوش ستارزاده
دانشیار، گروه معماری واحد تبریز دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
پریسا هاشم پور
دانشیار، گروه معماری دانشگاه هنر اسلامی تبریز، ایران