ارزیابی زیرساخت های سبز شهری در مدیریت هیدرولوژیکی رواناب ها و توسعه شهرهای تاب آور

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASGC10_076

تاریخ نمایه سازی: 29 مرداد 1405

چکیده مقاله:

توسعه شتابان زوایای کالبدی شهرها و متعاقب آن، افزایش چشمگیر سطوح نفوذ ناپذیر، چرخه هیدرولوژیکی حوزه های آبریز شهری را با چالش های ساختاری مواجه کرده است. مدیریت سنتی رواناب ها بر پایه زیرساخت های خاکستری صلب، به دلیل تشدید تغییرات اقلیمی و وقوع بارش های فرین، کارایی خود را از دست داده و اغلب به شکست های سازه ای یا آب گرفتگی های بحرانی منجر می شود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی جامع پایگاه های داده و تبیین یک چارچوب یکپارچه و بین رشته ای در تقاطع مهندسی عمران (هیدرولوژی شهری) و برنامه ریزی کالبدی (شهرسازی پایدار)، به ارزیابی کارایی هیدرولوییکی زیرساخت های سبز شهری و نحوه مکان یابی و ادغام آن ها در طرح های توسعه جهت ارتقای تاب آوری کلان شهرها می پردازد. روش شناسی این تحقیق بر پایه رویکرد مرور سیستماتیک استوار است. بدین منظور، جستجوی نظام مند در پایگاه های داده معتبر علمی بین المللی شامل Scopus، Web of Science و Google Scholar در محدوده زمانی سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۶ با استفاده از کلیدواژه های تخصصی انجام پذیرفت. پس از غربالگری اولیه بر اساس معیارهای صلب ورود و خروج، تعداد ۴۵ مقاله اصیل پژوهشی و مروری کلیدی که به طور هم زمان ابعاد مهندسی هیدرولیک و برنامه ریزی فضایی شهرسازی را واکاوی کرده بودند، انتخاب شده و مورد تحلیل محتوای ساختاری و بررسی کمی و کیفی قرار گرفتند. یافته ها و نتایج حاصل از تحلیل متون نشان می دهد که زیرساخت های سبز شهری مانند بام های سبز، از طریق فرآیندهای طبیعی نفوذ، تبخیر و تعرق و ذخیره سازی موقت، مولفه های هیدروگراف سیلاب را به طور بهینه تغییر می دهند؛ به طوری که در بارش هایی با دوره بازگشت کوتاه مدت (۲ تا ۵ ساله) قادرند تا بیش از ۸۵ درصد حجم رواناب را در مبدا مدیریت کنند و در بارش های سیل آسا با افزایش زمان تمرکز، بار هیدرولیکی ورودی به شبکه های بتنی را تعدیل نمایند. با این حال، کارایی این ابزارهای مهندسی مستلزم مکان یابی هوشمند بر پایه ویژگی های ژئومورفولوژیکی، شیب زمین و تراکم کالبدی در اسناد بالادستی شهرسازی است. در بخش بحث و خلاهای پژوهشی، این نتیجه حاصل شد که بزرگ ترین مانع اجرایی، محدودیت فضایی در هسته های متراکم شهری است که راهکار آن در توسعه عمودی زیرساخت های سبز و اتخاذ رویکردهای هیبریدی (تلفیق بهینه زیرساخت سبز و مهندسی ساز) نهفته است. در نهایت، این مقاله تبیین می کند که حل بحران سیلاب های شهری مشروط به عبور از نگاه جزیره ای و تدوین دستورالعمل های مشترک محاسباتی میان مهندسان عمران و طراحان شهری است. تکامل این فرآیند پویای بین رشته ای، بستر کالبدی شهرها را از ساختاری آسیب پذیر به محیطی سازگار و ایمن در برابر تجارب ناخوشایند شهری تبدیل خواهد کرد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

امیرعلی شیخ الاسلام زاده

کارشناسی ارشد مهندسی عمران-ژئوتکنیک، دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه علم و صنعت ایران