ارائه مدل برنامه ریزی راهبردی تطبیقی مبتنی بر هوش مصنوعی خاص سازمان با رویکرد توجه بنیان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 50

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PAYA-8-90_065

تاریخ نمایه سازی: 19 مرداد 1405

چکیده مقاله:

در عصر هوش مصنوعی مولد، برنامه ریزی راهبردی سنتی که مبتنی بر پیش بینی پذیری فناوری ها و ثبات نسبی محیط است، با بحرانی بنیادین مواجه شده است. پژوهش های اخیر نشان می دهد که ویژگی های منحصربه فرد هوش مصنوعی مولد به ویژه قابلیت های ظهورناگهانی و ماهیت جعبه سیاه شرایطی نوظهور به نام عدم قطعیت بنیادین را ایجاد کرده اند که مدل های مرسوم راهبردی قادر به پاسخگویی به آن نیستند . این مقاله با هدف ارائه مدل برنامه ریزی راهبردی تطبیقی مبتنی بر هوش مصنوعی خاص سازمان با رویکرد توجه بنیان تدوین شده است.چارچوب نظری این پژوهش بر تلفیق سه جریان فکری استوار است: (۱) مدل تطبیقی پویا در عصر هوش مصنوعی مولد که رابطه بنگاه و فناوری را به عنوان فرایندی هم تکاملی بازتعریف می کند و بر «تطابق حسی-عملیبه جای اجرای برنامه ریزی شده تاکید دارد ؛ (۲) نظریه توجه بنیان در نسخه پویای آن که کنترل توجه را به عنوان مکانیزم کلیدی هماهنگی راهبردی در محیط های ناپایدار معرفی می کند ؛ و (۳) مفهوم سیستم هوش مصنوعی خاص سازمان به عنوان زیرساختی که بر داده های اختصاصی سازمان آموزش دیده و قادر به درک زمینه منحصربه فرد هر بنگاه است .مدل پیشنهادی این مقاله که SAMA-Framework نام دارد، دارای سه لایه اصلی است:لایه اول: سیستم هوش مصنوعی خاص سازمان این لایه شامل یک معماری دو هسته ای است: (۱) مدل پایه زبانی سازمانی که بر روی اسناد راهبردی، گزارش های عملکرد، دانش تخصصی و داده های عملیاتی سازمان آموزش می بیند تا بتواند دانش ضمنی نهفته در فرایندهای سازمان را استخراج و بازنمایی کند ؛ (۲) گراف دانش سازمانی مبتنی بر نوروسیمبولیک AI که قابلیت استدلال نمادین و فهم علی را به مدل اضافه می کند .لایه دوم: مکانیزم کنترل توجه پویا این لایه با الهام از نظریه توجه بنیان شامل سه مولفه است: (۱) گسترش ظرفیت توجه از طریق تحلیل همزمان هزاران سیگنال داخلی و خارجی به صورت بلادرنگ؛ (۲) توزیع ساختاری توجه با باز کردن فرایند راهبردی به مشارکت سطوح مختلف سازمان و ایجاد «گفتگوی داخلی باز»؛ (۳) تسریع چرخه های توجه با ایجاد حلقه های بازخورد سریع که امکان اصلاح لحظه ای مسیر راهبردی را فراهم می کند.لایه سوم: چرخه تطابق و تکامل این لایه مکانیزم هسته مدل را تشکیل می دهد و متشکل از چهار مرحله است: (۱) شناسایی تنش راهبردی سیستم به طور خودکار ناهماهنگی های بین اهداف راهبردی و نتایج اجرایی را شناسایی می کند؛ (۲) تولید سناریوهای جایگزین با استفاده از قابلیت مدل سازی زبانی، چندین مسیر جایگزین برای بازگشت به مسیر یا تنظیم اهداف پیشنهاد می شود؛ (۳) ارزیابی تعاملی تیم رهبری با مشارکت سیستم، سناریوها را ارزیابی و انتخاب می کنند؛ (۴) یادگیری نهادی – نتایج تصمیمات به عنوان دانش جدید به مدل بازخور می شوند.چارچوب پیشنهادی دارای چهار سطح بلوغ (ابتدایی، واکنشی، ساختاریافته، یکپارچه) و شاخص های کلیدی برای سنجش اثربخشی (شامل سرعت انطباق راهبردی، کیفیت سناریوهای تولیدشده، و شاخص یادگیری سازمانی) است. مدل SAMA به سازمان ها امکان می دهد تا از برنامه ریزی سالانه به برنامه ریزی مستمر و از «سازمان های متحول شده» به «سازمان هایی که همواره در حال تحول هستند» گذار کنند .

کلیدواژه ها:

برنامه ریزی راهبردی تطبیقی ، هوش مصنوعی خاص سازمان ، نظریه توجه بنیان ، کنترل توجه ، عدم قطعیت بنیادین ، هم تکاملی.

نویسندگان

سید مهدی طیبی

گروه مدیریت ، دانشکده علوم اداری و اقتصاد ، دانشگاه اراک ، مرکزی، ایران