نقش پنهان فرونشست در تضعیف میراث ناملموس و سیمای شهری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICRSIE10_339

تاریخ نمایه سازی: 19 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پدیده فرونشست زمین در دهه های اخیر به ویژه در شهرهای تاریخی، ایران از یک چالش صرفا ژئوتکنیکی فراتر رفته و به مسئله ای گسترده با پیامدهای اجتماعی فرهنگی و منظرین تبدیل شده است. اگر چه بخش عمده پژوهش ها به بررسی آثار کالبدی و سازه ای فرونشست بر بناهای تاریخی پرداخته اند اما ابعاد کمتر مورد توجه این بحران یعنی تاثیر آن بر میراث ناملموس هویت زیسته و منظر شهری تاریخی همچنان ناشناخته و فاقد تحلیل نظام مند باقی مانده است. در بافت های تاریخی که لایه های عمیقی از هویت معنا و تجربه جمعی را در طول قرن ها در خود انباشته اند فرونشست تنها یک تغییر فیزیکی سطح زمین نیست؛ بلکه فرایندی است که در لایه های مختلف فرهنگی، فضایی و اجتماعی رسوخ می کند و بنیان های حافظه، جمعی، شیوه های زیست، تعادل منظر شهری و روابط انسان محیط را تحت تاثیر قرار می دهد. این پژوهش با هدف تبیین و مفهوم سازی پیوند میان فرونشست و میراث ناملموس به بررسی چگونگی دگرگونی آیین ها، روایت ها، شیوه های سنتی، زیست شبکه اقتصاد محلی و روابط اجتماعی در بافت های تاریخی می پردازد؛ زیرا هرگونه تخریب کالبدی بناها، گذرها، فضاهای جمعی و زیرساخت های سنتی مستقیم و غیر مستقیم بر رفتارهای فرهنگی و اجتماعی شکل گرفته در طول زمان اثر می گذارد. به عنوان مثال، تغییر شکل کوچه های تاریخی، واگرایی سطحی در معابر، فرسایش سکوها، آسیب به مادی ها و باغ باغچه های سنتی، یا تخلیه تدریجی ساکنان بومی در اثر ناایمنی سازه ای می تواند زمینه ساز گسست در سنت های محلی، کاهش تعاملات اجتماعی، فروپاشی کارکردهای فرهنگی، فضا و نابودی تدریجی حافظه جمعی محله شود. این تحولات در مقیاس کلان به از هم گسیختگی انسجام منظر شهری تاریخی، تضعیف روایت پذیری، فضا، کاسته شدن از خوانایی بصری و اختلال در تجربه زیسته گردشگران و ساکنان می انجامد. روش تحقیق این مطالعه بر رویکردی میان رشته ای استوار است و ضمن تلفیق داده های ژئودتیکی و محیطی مرتبط با الگوهای فرونشست از تحلیل های منظر شهری، قوم نگاری شهری، مطالعات انسان شناسی فرهنگی و روش های کیفی تحلیل روایت بهره می گیرد. خروجی پژوهش در قالب مدلی تلفیقی ارائه می شود که روابط علت و معلولی میان فرونشست، تغییرات کالبدی، اختلالات منظرین، و پیامدهای فرهنگی - اجتماعی را تبیین می کند. این مدل تلاش می کند نشان دهد که چگونه یک پدیده فیزیکی می تواند به صورت زنجیره ای لایه های گوناگون میراث ملموس و ناملموس را تحت تاثیر قرار دهد و در نهایت به تضعیف هویت تاریخی یک شهر منجر شود. نتایج این مطالعه علاوه بر آشکارسازی نقش پنهان فرونشست در تضعیف میراث ناملموس می تواند به تدوین راهبردهای مدیریت و حفاظت یکپارچه در بافت تاریخی کمک کند؛ راهبردهایی که نه تنها بر مقاوم سازی سازه ها یا کنترل نشست تمرکز دارند بلکه از منظر حفاظت فرهنگی، بازآفرینی اجتماعی، تاب آوری منظر تاریخی و تقویت حافظه جمعی نیز عمل می کنند. این پژوهش با طرح این ادعا که فرونشست یک تهدید چندلایه برای میراث تاریخی است، ضرورت بازنگری در سیاست های حفاظت شهری و میراث فرهنگی را برجسته ساخته و زمینه های نو برای مطالعات آینده در حوزه تعامل پدیده های ژئومورفولوژیک و هویت شهری فراهم می آورد.