بر اساس دیدگاهی هرمنوتیکیال

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38

فایل این مقاله در 51 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICRSIE10_281

تاریخ نمایه سازی: 19 مرداد 1405

چکیده مقاله:

بر اساس دیدگاهی هرمنوتیکیال (نویسنده) (مسئول رهام امیرپور امرائی دانشجوی دکتری تخصصی رشته پژوهش هنر دانشکده هنر؛ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی تهران ایران: Amirpour.roham@yahoo.com ۱۴۰۵ه ۱۱ بیان مسئله: از طبیعت و تجربه در تاریخ... ضمن بسیاری، توسعه گرچه خاصه در تاریخ هنر تا به حال حاضر یعنی دوران معاصر با نگارنده (رالف) ما شاهد بسیاری، هنرمندان نقاش طراحان و گرافیست هایی با توانایی اجرایی بالا هستیم که اتفاقا در مورد عملکردشان می توانند حتی از چگونگی فرضا رسم یک خط راست و دقیق ساعتها برایمان صحبت کنند اما هرچه کردیم دیدیم نمی توان این مسئله را کتمان کرد که ضمن این همه قدرت و منابع؛ لیکن چرا بشر در برهه هایی بسیار واضح و تکراری اما مداما دچار بحران و آفت توان خلاقیتی می شود؟ که خلاف رایج در پاسخ، رک: ما بی حاشیه، این بار فقط او را از افراط در تعصبات و تعارفات یافتیم و همین هم اساس نوشتن یک مقاله جدی شد، یعنی این اثر به مروری و تحلیلی ما که اکنون می خوانید. هدف: و علاوه بر اینها برای اینکه کلام ما احتمالا ضمن گستردگی اصطلاحا بی راهه نرود نسبت به دیگر مقالات منظم نگارنده با سر کلیدواژه روح (هنر) این بار هم واضحا کار خود را از خوانشی نو از مبانی نشانه شناسی تجربه و ارتباطات تصویری بر اساس دیدگاهی هرمنوتیکیال شروع کرده اما باز در نهایت امیدواریم که اثرمان همواره قابل تطبیق و تعمیم بیشتری یابد. روش تحقیق همچنین کارمان توصیفی- تحلیلی کیفی- کاربردی است و از هر منبع میدانی کتابخانه ای در حد توانمان بهره بردیم... جمع بندی و در پایان باشد که با این قبیل تحقیقات؛ همواره جو هنر با خلاقیت از آشتی و کاربرد بیشتری تنیده با روح علم بهره گیرد و خدمتش به بشر جاودان امید که مفید واقع گردد. کلیدواژه ها: میخائیل باختین، هرمنوتیک، تاریخ نشانه شناسی، ایران، هنر، روح هنر، کند از آسترولوژی تا کنار بارکدهای لباس پایین جلد، کتب کارت های ویزیت؛ نخست معرف اپلیکیشن ها، مهر و پرچم و پول هایتان.. نماد و نشانه همچو برادر بزرگ انسان و از جمله دیر مقولات آفرینش است... که اگر با این شروع شرر بار مجددا بر او توجه کنیم و گستردگی وجود آن را در اطرافمان ملموس و صحیح ادراک کنیم شاید به ساده ترین زبان ممکن؛ امروزه شما هم دریابید که چرا در این مهم نیز درست نظیر مباحث انسان شناختی اما مدام توسط بسیاری پژوهشگران نامی یا گمنام دغدغه مند در سیر تاریخ با اینکه طول عمر بعضی از آنها به قدمت کل کیهان و بسا فراتر آن است، لیکن نیازمند بازشناسی مکرر و خوانش نمادهاییم، بخصوص در حیطه ی آموزش و رسمشان و اگر این دیدگاه ماست؟ پس آن ایز و نمادها همه می بایست که دارای روحی باشند! یک روح (هنر) و دقیقا در جایی که با مطالعات ضمنی؛ این جملات دلگرمی نیک نگارنده می نمود (رالف) وی دریافت که فرضا در بسی از کلاس های طراحی و لوگوگرافی سمبولیک سیاله ای در وادی نقاشی گرافیک تاریخا اما معلمان گرامی ای هستند که به هر دلیل که هست؟ لیکن این مطروحه را فرضا فقط به این فرم تدریس می کنند که: نخست به هر طریق که عده ای را جمع کرده آنها به جای بیانی تخصصی در وجه تاریخ نمادها که اصلا رکن این درس است اما اول به گرا فقط تاریخ گرافیک یا خود نقاشی را هی تدریس می کنند و بعدا در قسم ترسیمی؛ باب آتیه ساز استاد به جای آنکه اوج خلاقیت و دانش شاگردانش را تکانه زده؛ لیکن وی را مثلا مجبور به انجام تمرینی همی چو نگارش حرف a یا B انگلیسی می کند و بعد که اشخاص آن کپی را همی خوب انجام داده؛ سپس از وی می خواهد تا حالا بلعکس آن هم رسم کرده! و بعد با او مثلا فضای بالا را کمی کشیده و تمام و حالا استاد به آنها می گوید که اکنون شما یک پروانه دارید! به به! شما لوگوگرافیست شده و عالی هستید! و نهایت در اوج خلاقیت به آنها می گوید که دیگر با اندکی بازی رنگ ها یا پیچش های سطحی می توانید بس سفارش ها کسب کنید خصوصا از افرادی که نامشان پروانه است بدون کلامی بیشتر از ارتباط رنگ با نماد؛ در حالی که این مهم در بدو با توجهی بر سواسازی مبانی هنرهای تجسمی و تایپوگرافی نخست اصلا آموزش تاریخ نمادها را مجزا می طلبید و سپس فرم آموزشی او نیازمند تشریح چرایی رسم ب انگلیسی در انگلستان به آن شکل بود (لاتین) و همچنین با ریاضی معنوی؛ به چرایی رسم فرم ها قمبله ها و خط و دور و فضاهایی می پرداخت که تازه اگر اگر اگرا به اسمی هم مربوط می شد؟ آن وقت حالا به باترفلای انگلیسی معادل پروانه در ترجمه ی فارسی می رسید و بعد با تغییراتی شرقی شده؛ بسا بهترش را عیان و این برای A و N هم پس همین است Y باشد و یا SS و... و... با سایر زبان ها و در آخر؛ اصطلاحا پس همین وضع ظاهرا درمان نشده؛ سبب شد تا ما به صورتی جدی تر در حد خود؛ به گنگی زدایی لازمه از این حیطه بپردازیم و این مقاله به نگارش درآمد آجری) در حیطه پژوهش هنر (افزوده و همچنین ضمنا در توجیه افرادی که این نظر را فورا قبول ندارند (پداگوژیکی؟! لذا خودشان را ارجاع به آماری می دهیم تا رک ببینند که با این همه دانشگاه و موسسه؛ اینترنت و امکانات و برپایی فضاهای آموزشی ادعا... اما خاصه ایرانی جماعت جدی چند لوگوگرافر موثر نظیر استاد بزرگ مرتضی ممیز به جهان و تاریخ هنر ملل عرضه کرده؟ و از پی این عشق و سخن گرچه عیان مشتعل ایم؛ آری اما! پس جدلی با یکسو جبرا نیست (دیالکتیکی) و مجبوریم و آنان که همواره فعالیت خودشان را دارند، دارند باشد ولی ما هم از این نوع و فرصت با جنبه و نرمی اتفاقا قصد تعامل بیشتر امیدا پیوست و تکمیل؛ بهبود؛ تاویل گفتمانی هرمنوتیکی داریم و پس و همین مطروحه پس چهارچوب دقیق نظری ما باشد یعنی رویکرد که در بخش مربوطه صد البته بیشتر هم توسط نگارنده مسئول با تجربه شرح وافر می گیرد و گرچه برای استحکام اندیشه نگارنده در این تحقیق از همت و آرای هانری کربن و میخائیل باختین قدردانی دارد ولی در کل واقعا که وی ذهنیت شدن این نوع عمل را از مطالعه ی مقدم یعنی آرای حروفیه نقطویه دارد و آشنایی با زبرخوانی آرای سعدالدین حمویه، ابن عربی شیخ اکبر و پر مهمش. ۱ اب سری از سوم ریبه نیست و به این سیاسی هست. سیر می کنیم که اکنون هم این دستاورد را داشته مقاله کیفی- کاربردی نو و اما به هر سو رک؛ نه که از این شعر البته غافلیم: بحث با ناقص خیالان حرفه ی استاد نیست علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نیست منبع نامعلوم.

نویسندگان

رهام امیرپور امرائی

دانشجوی دکتری تخصصی رشته پژوهش هنر دانشکده هنر؛ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی تهران ایران