تحلیل اثر مداخلات بازآفرینی بر پایداری محیط زیست شهری در بافت تاریخی قزوین با رویکرد ترکیبی سنجش ازدور، GIS و ادراک ساکنان(بافت تاریخی شهر قزوین، ایران)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 48
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CAUCONG05_243
تاریخ نمایه سازی: 18 مرداد 1405
چکیده مقاله:
بافت های تاریخی شهری به دلیل ساختار کالبدی متراکم، غلبه سطوح نفوذناپذیر، کمبود فضاهای سبز و محدودیت های ناشی از ضوابط حفاظتی، بیش از سایر بخش های شهر در معرض چالش های محیط زیستی قرار دارند. افزایش دمای سطح زمین، کاهش آسایش حرارتی، افت کیفیت محیط زندگی و تشدید جزایر حرارتی شهری از مهم ترین پیامدهای این شرایط به شمار می روند. در سال های اخیر، بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی جامع برای احیای بافت های تاریخی و فرسوده مطرح شده است؛ با این حال، ارزیابی پیامدهای محیط زیستی این مداخلات، به ویژه با بهره گیری هم زمان از شاخص های عینی محیطی و ادراک ساکنان، کمتر به صورت نظام مند مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر تحلیل اثر مداخلات بازآفرینی شهری بر پایداری محیط زیست شهری در بافت تاریخی شهر قزوین با رویکردی ترکیبی مبتنی بر سنجش ازدور، سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و ادراک ساکنان است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، ترکیبی (کمی–کیفی) با رویکرد همگرا است. داده های عینی محیط زیست شهری از طریق تصاویر ماهواره ای استخراج و شاخص های دمای سطح زمین (LST) و پوشش گیاهی نرمال شده (NDVI) در بازه زمانی پیش و پس از اجرای مداخلات بازآفرینی محاسبه و تحلیل شده اند. هم زمان، داده های اجتماعی از طریق پرسشنامه ادراک ساکنان با جامعه آماری ۳۳۰ نفر و نمونه گیری طبقه ای بر اساس شدت مداخلات بازآفرینی گردآوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون تحلیل واریانس و هم سنجی نتایج عینی و ادراکی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در پهنه های دارای مداخله بازآفرینی بیشتر، کاهش نسبی دمای سطح زمین و افزایش محدود پوشش گیاهی مشاهده می شود. با این حال، سطح کلی NDVI همچنان پایین باقی مانده و برخی مولفه های محیطی، به ویژه آرامش صوتی و آسایش حرارتی، از دیدگاه ساکنان در وضعیت مطلوبی قرار ندارند. هم سنجی نتایج بیانگر آن است که بهبود شاخص های عینی محیطی الزاما به ارتقای کامل رضایت و کیفیت تجربه زیسته ساکنان منجر نمی شود. در مجموع، یافته ها بر ضرورت اتخاذ رویکردی یکپارچه، داده محور و انسان محور در برنامه ریزی و اجرای مداخلات بازآفرینی در بافت های تاریخی تاکید دارد.
کلیدواژه ها:
بازآفرینی شهری ، پایداری محیط زیست شهری ، بافت تاریخی قزوین ، سنجش ازدور ، GIS ، دمای سطح زمین (LST) ، NDVI ، ادراک ساکنان
نویسندگان
حسن پرپینچی
کارشناسی ارشد، گروه حقوق، حقوق خصوصی، واحد بین الملل، دانشگاه انزلی، گیلان، ایران