مطالعه پدیدارشناختی مربیگری کسب وکار در کسب وکارهای نوپا
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
فایل این مقاله در 31 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JIMDO-9-1_002
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
زمینه و هدف: با رشد سریع و ظهور هزاران کسب وکار نوپا در سال های اخیر، به ویژه در حوزه فناوری اطلاعات، این کسب وکارها با چالش های متعددی در مسیر تثبیت، توسعه و رقابت پذیری روبه رو شده اند. در این میان، مربیگری کسب وکار به عنوان یکی از رویکردهای موثر در ارتقای ظرفیت های مدیریتی، تصمیم گیری و رشد پایدار، اهمیت فزاینده ای یافته است. این مطالعه با رویکرد پدیدارشناختی به واکاوی تجربه های زیسته خبرگان از مربیگری کسب وکار در کسب وکارهای نوپا می پردازد. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و بر مبنای استراتژی پدیدارشناسی تفسیری (هرمنوتیکی) به منظور فهم عمیق تجربه زیسته مربیان و شاگردان در زمینه مربی گری کسب وکار در استارت آپ های حوزه فناوری اطلاعات انجام شده است. فلسفه پژوهش در پارادایم تفسیری و با رویکرد استقرایی شکل گرفته است. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساخت یافته و از طریق نمونه گیری هدفمند قضاوتی از ۲۰ مشارکت کننده گردآوری شده اند. تحلیل داده ها بر اساس روش شش مرحله ای پدیدارشناسی تفسیری ون منن انجام گرفته و افق زمانی پژوهش، مقطعی بوده است. یافته ها: تحلیل کیفی داده ها به شناسایی شش بعد اصلی موثر بر اثربخشی مربیگری کسب وکار در استارت آپ های فناورانه منجر شد. این ابعاد شامل: ساختار و فرهنگ سازمانی، فرآیندها و ابزارهای مربیگری، توسعه و رشد فردی و سازمانی، راهبردها و چالش ها، روابط و ارتباطات، و محیط کار هستند. یافته ها نشان دادند که مربیگری موفق در استارت آپ ها مستلزم تلفیق دقیق رویکردهای روان شناختی، مدیریتی، و فرهنگی با نیازهای پویای این کسب وکارها است. این شش بعد در قالب یک چارچوب مفهومی، مسیر طراحی و اجرای موثر برنامه های مربیگری در اکوسیستم نوآوری را روشن می سازند. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که مربیگری کسب وکار نقش مهمی در افزایش خودآگاهی، اعتماد به نفس، تصمیم گیری راهبردی و تسهیل یادگیری در میان بنیان گذاران کسب وکارهای نوپا دارد. همچنین، تجربه مربیگری به عنوان یک فرآیند تعاملی و تحول آفرین درک می شود که فراتر از انتقال دانش، به توانمندسازی ذهنی و توسعه فردی و سازمانی منجر می گردد. این نتایج می تواند راهگشای طراحی برنامه های اثربخش مربیگری برای حمایت هدفمند از اکوسیستم استارتاپی باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد رضایی
دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، پردیس بین المللی کیش، دانشگاه تهران، کیش،ایران
عباس نرگسیان
دانشیار گروه رهبری و سرمایه انسانی،دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، ایران
علی پیران نژاد
دانشیار گروه رهبری و سرمایه انسانی،دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، ایران