بررسی نقش تشخیصی ابعاد حس انسجام، تحمل پریشانی و صمیمیت زناشویی (خود و همسر) در تمایز بین زوجین با نگرش بالا و پایین به روابط فرازناشویی: یک تحلیل دوتایی تشخیصی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CPCFMM01_335
تاریخ نمایه سازی: 11 تیر 1405
چکیده مقاله:
هدف: نگرش به روابط فرازناشویی تهدیدی جدی برای پایداری زناشویی است، اما شناسایی نیم رخ های روان شناختی زوجین پرخطر در چارچوب تعاملی، خلایی پژوهشی به شمار می رود. این مطالعه با هدف تعیین قدرت تشخیصی ابعاد حس انسجام، تحمل پریشانی و صمیمیت زناشویی، در هر دو سطح «خود» و «همسر»، برای تمایز زوجین با نگرش بالا و پایین به روابط فرازناشویی در یک تحلیل دوتایی انجام شد. روش: در یک طرح توصیفی-مقطعی، ۱۷۰ زوج ناسازگار (۳۴۰ نفر؛ میانگین سنی زنان ۳۳/۸۰ و مردان ۳۶/۵۰ سال) مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده جنوب تهران در شش ماهه نخست ۱۴۰۳ به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارها شامل پرسشنامه های نگرش به روابط فرازناشویی واتلی، حس انسجام فلنسبرگ، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر و صمیمیت زناشویی تامپسون و واکر بود. پس از تقسیم نمونه به دو گروه نگرش بالا و پایین بر اساس میانه نمرات واتلی (۶۸/۵۰)، تحلیل تشخیصی خطی با ورود هم زمان ۱۵ متغیر شامل نمرات خود و همسر در ابعاد سه سازه اجرا شد. ضرایب ساختاری و استاندارد کانونی محاسبه و دقت مدل با اعتبارسنجی متقاطع ارزیابی گردید. یافته ها: تابع تشخیصی معنادار بود (χ² = ۲۱۳/۶۴۱، ۱۵ df =، p < ۰/۰۰۱) و ۴۷/۲ درصد واریانس عضویت گروهی را تبیین کرد (همبستگی کانونی ۰/۶۸۷، مقدار ویژه ۰/۸۹۲، لامبدای ویلکس ۰/۵۲۸). دقت طبقه بندی کلی ۷۹/۵ درصد (حساسیت ۷۸/۲٪، ویژگی ۸۰/۸٪) و در اعتبارسنجی متقاطع ۷۴/۵ درصد به دست آمد. بالاترین ضرایب ساختاری (همبستگی با بعد ممیز) متعلق به صمیمیت زناشویی کل (خود) (۰/۳۳۴)، تحمل پریشانی کل (خود) (۰/۲۸۴)، صمیمیت ارتباطی (خود) (۰/۲۸۲) و صمیمیت ارتباطی (همسر) (۰/۲۴۶) بود. با این حال، تحلیل عمیق تر با استفاده از ضرایب استاندارد کانونی نشان داد که تنها همین چهار متغیر دارای سهم یکتای قوی در تمایز گروه ها بودند (به ترتیب با وزن های ۰/۴۱۲، ۰/۳۲۱، ۰/۲۹۵ و ۰/۲۳۸). سایر متغیرها از جمله حس انسجام کل (خود) و ابعاد صمیمیت عاطفی، فیزیکی و حمایتی، با وجود ضرایب ساختاری بالا، فاقد وزن تشخیصی مستقل بودند که نشان دهنده واسطه گری کامل اثر آن ها از مسیر صمیمیت ارتباطی و تحمل پریشانی است. نتیجه گیری: صمیمیت ارتباطی خود و همسر، همراه با ظرفیت تحمل پریشانی خود، نیرومندترین و یکتاترین تمایزگرهای نگرش به روابط فرازناشویی هستند. حضور صمیمیت ارتباطی همسر در زمره معدود متغیرهای با سهم یکتا، ماهیت بین الاذهانی و تعاملی این نگرش را تایید کرده و نشان می دهد که سرمایه روان شناختی رابطه ای و هم تنظیمی هیجانی همسر، نقشی هم ارز با ویژگی های فردی در شکل دهی به مرزهای اخلاقی رابطه ایفا می کند. مداخلات زوج محور باید فراتر از مهارت آموزی فردی، بر بازسازی صمیمیت ارتباطی دوتایی و مدیریت پریشانی به عنوان یک فرایند زوجی متمرکز شوند.
کلیدواژه ها:
نگرش به روابط فرازناشویی ، تحلیل دوتایی تشخیصی ، صمیمیت زناشویی ، تحمل پریشانی ، حس انسجام ، تمایز زوجین
نویسندگان
ساناز صفری
کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی، گروه روان شناسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
سجاد حضرتی
دانشجوی دکتری روانشناسی سلامت، گروه روان شناسی، واحد تنکابن، دانشگاه آزاد اسلامی، تنکابن، ایران.
علی اسدبیگی
دکترای روانشناسی سلامت، گروه روان شناسی، واحد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران.