نقش گفتمان تمدن نوین اسلامی در سیاستگذاری فرهنگی ایران (۱۳۸۰-۱۴۰۳)
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICGSI02_105
تاریخ نمایه سازی: 9 تیر 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش به تبیین یک ابهام کنونی در تحلیل سیاستگذاری فرهنگی ایران معاصر می پردازد: چگونه یک «ابرگفتمان» آرمانی و کلان نگر همچون تمدن نوین اسلامی به سیاست های اجرایی در عرصه های متکثر و انضمامی فرهنگ ترجمه می شود؟ مسئله اصلی آن است که ادبیات موجود یا به تحلیل های کلان و ایدئولوژیک این گفتمان پرداخته (تبارشناسی نظری) یا به بررسی های اجرایی و بخشی سیاست ها محدود مانده است ارزیابی عملکرد؛ اما حلقه مفقوده این پژوهش ها فقدان مدلی برای تبیین مکانیزم ترجمه از سطح کلان به سطح خرد است. این مقاله با بهره گیری از روش تحلیل گفتمان انتقادی و با تمرکز بر بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۳، استدلال می کند که گفتمان تمدن نوین اسلامی به مثابه یک پروژه هژمونیک می کوشد تا حوزه های ناهمگونی چون «آموزش»، «رسانه»، «سبک زندگی» و «فناوری های نوین» را از طریق مفصل بندی مجدد، در یک زنجیره هم ارزی گفتمانی به یکدیگر پیوند زده و آنها را در خدمت غایت تمدن سازی کارکردی دوباره ببخشد. یافته اصلی پژوهش، ارائه یک مدل نظری سه لایه ای شامل هسته گفتمانی، حلقه میانی سیاست گذاری و پیامدهای اجرایی است که این فرایند ترجمه را آشکار می سازد. این مدل نشان می دهد که چگونه تلاش برای انطباق یک گفتمان تمامیت خواه با واقعیت های پیچیده و متکثر اجتماعی به یک «پارادوکس ساختاری میان سودای انسجام ایدئولوژیک و بحران کارآمدی مزمن در عمل» می انجامد؛ وضعیتی که می توان آن را «بن بست ساختاری در گذار معلق» نامید.
کلیدواژه ها:
تمدن نوین اسلامی ، سیاستگذاری فرهنگی ، تحلیل گفتمان ، بیانیه گام دوم انقلاب ، مهندسی فرهنگی ، مدل نظری
نویسندگان
علی محمدزاده
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب تهران ایران
عبدالرحیم رحیمی
گروه مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب تهران ایران