دیپلماسی اقتصادی منطقه ای و چالش حکمرانی توسعه در ایران: تحلیل نقش تعدیل کننده موانع ساختاری نهادی در اثربخشی پیمان های بریکس و شانگهای

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 123

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICGSI02_062

تاریخ نمایه سازی: 9 تیر 1405

چکیده مقاله:

موضوع اصلی این پژوهش بررسی گسست میان دستاوردهای دیپلماسی اقتصادی ایران در چارچوب سازمان های منطقه ای نظیر بریکس (BRICS) و سازمان همکاری شانگهای (SCO) و نتایج ملموس در حوزه حکمرانی توسعه است. مسئله اصلی این است که چرا با وجود موفقیت های سیاسی در سطح بین المللی این فرصت ها به رونق پایدار اقتصادی و توسعه سیاسی منجر نمی شوند. هدف مقاله تحلیل نقش تعدیل کننده موانع ساختاری نهادی داخلی مانند بوروکراسی زائد و فساد سیستمی در این فرآیند است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و بر پایه تحلیل اسنادی و مرور انتقادی ادبیات نظری انجام شده است. چارچوب نظری بر پایه تلفیق نئونهادگرایی (Neo-Institutionalism)، نظریه حکمرانی توسعه (Rodrik ۲۰۱۸) و نظریه پیوند دو سطحی (Putnam ۱۹۸۸) استوار است. فرضیه اصلی پژوهش بر این مبنا استوار شده است که اثربخشی دیپلماسی اقتصادی ایران به طور جدی تحت الشعاع موانع ساختاری و نهادی در بخش های تولید و تجارت قرار دارد. یافته ها نشان می دهد که این موانع داخلی، به مثابه نهادهای استخراجی (Robinson, ۲۰۱۲ & Acemoglu) عمل کرده و هزینه های مبادله (North, ۱۹۹۰) را برای شرکای منطقه ای افزایش می دهند. در نتیجه این موانع مانع از جذب کامل سرمایه و تسهیل تجارت می شوند و گسست عملکردی در حکمرانی توسعه ایجاد می کنند. نتیجه گیری حاکی از آن است که دیپلماسی اقتصادی تنها در صورتی می تواند به بهبود حکمرانی توسعه منجر شود که همزمان با اصلاحات بنیادین نهادی در سطح ملی همراه باشد.

نویسندگان

حسن کبیری

دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

میترا راه نجات

دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران