پیامدهای فلسفی طبیعت گرایی نئوداروینی در تبیین معنای زندگی؛ سنجش نقدهای جان کاتینگهام
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 84
فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JEPHR-5-1_012
تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405
چکیده مقاله:
در عصر حاضر، پارادایم طبیعت گرایی هستی شناختی از چنان سلطه و نفوذی برخوردار شده که حوزه های مختلفی از دانش، از جمله ساحت «معنای زندگی» را تحت تاثیر قرار داده است. در قبال مسئله معنا، طبیعت گرایان رویکردهای متفاوتی اتخاذ کرده اند: گروهی با پذیرش نیهیلیسم علمی، بر این باورند که علم ثابت کرده جهان فاقد هرگونه معنای عینی یا غایت است؛ عده ای با اتخاذ رویکرد ذهن گرایی، معنا را فاقد واقعیت بیرونی دانسته و آن را امری ذهنی و مبتنی بر رضایت شخصی به شمار می آورند؛ گروهی دیگر با رویکرد تبارشناسی تکاملی (تقلیل گرایی بیولوژیک)، معنا و ارزش های انسانی را صرفا بر اساس مکانیسم های بقا و فرایندهای تکاملی تفسیر می نمایند؛ و دسته ای دیگر نیز با رویکردهای عین گرایی تلاش می کنند تا بدون توسل به ماوراءالطبیعه، پایه هایی عینی برای معنا در درون همین جهان مادی پیدا کنند. بسیاری از این رویکردها مورد نقد جدی متفکرانی چون جان کاتینگهام، فیلسوف دین عقل گرا، قرار گرفته اند. وی نقدهای بنیادینی بر رویکردهای طبیعت گرایانه وارد می سازد و معتقد است هیچ یک از این رویکردها پاسخی بسنده به مسئله معنا نمی دهند. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی - انتقادی به بررسی این نقدها می پردازد تا اعتبار و عیار آن ها را ارزیابی کند. تحلیل دیدگاه کاتینگهام و مبانی طبیعت گرایی نشان می دهد که عمده نقدهای وی کاملا وارد است؛ چرا که این رویکردها نه تنها با عمیق ترین شهودهای اخلاقی ما در تضادند، بلکه در ساحت تجربه زیسته نیز توانایی ارائه تفسیر مناسبی از معناداری نداشته و به خلا وجودی می انجامند. ازاین رو، برای دست یابی به معنای اصیل، چاره ای جز بازگشت به یک چارچوب متافیزیکی نیست.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد حسین شهبازی
دانشکده الهیات دانشگاه تهران
عبدالرسول کشفی
دانشکده الهیات دانشگاه تهران
امیرعباس علیزمانی
گروه فلسفه دین دانشکده الهیات دانشگاه تهران