غرب حقیقی و حقیقت غربی: هرمنوتیک انتقادی سیاست متاله و پنهان سازی حقیقت در نظم رسانه ای سرمایه دارانه غرب در اندیشه آیت الله خامنه ای (موردمطالعه: نامه به جوانان اروپا و آمریکای شمالی)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 81

فایل این مقاله در 43 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_IRS-3-0_003

تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405

چکیده مقاله:

مدرنیته ی متاخر، در بطن خود، مکانیسم های تولید معنا را با سازوکارهای بازتولید سلطه درهم آمیخته و طی سده های اخیر، تصویری هژمونیک از «مدینه ی فاضله ی لیبرال–مدرن» را به مثابه فرجام محتوم تاریخ بشر تثبیت کرده است. این تصویر، از حیث سطح بیانی، بر مفاهیم کرامت انسانی، تکثرگرایی، حقوق بشر و رفاه عمومی تکیه می کند، اما در لایه ی پنهان، منطق همگون سازی هستی شناسی لیبرال و حذف دیگری را بازتولید می نماید. چنین روندی نه تنها در عمل، بلکه در حافظه ی تاریخی سه قرن اخیر نیز به عنوان بسط ماشین جنگ، ترور ساختاری و مهندسی ادراک ثبت شده است. این پارادوکس میان «وعده های رهایی بخش» و «کارکردهای سلطه گرایانه»، بستری را فراهم ساخته که جریان های انتقادی در درون غرب از پسامدرنیسم رادیکال تا گفتمان های پسااستعماری – با افشای تناقض های درونی مدرنیته و پیوندهایش با نظم سرمایه دارانه صهیونیستی، آن را مورد چالش قرار دهند. همین شکاف گفتمانی، فرصت مداخله را برای رهبران بدیل تمدنی گشود؛ جایی که آیت الله خامنه ای، به عنوان معمار رویکرد «سیاست متاله»، با نامه نگاری راهبردی به جوانان اروپا و آمریکای شمالی، کوشید نه صرفا پیام رسانی تبلیغاتی، بلکه مداخله ای پارادایمی در سپهر روایتگری جهانی بیافریند. این مداخله، بر بستر منطق حکمرانی اسلام سیاسی و هدف گذاری پروژه ی تمدن نوین اسلامی، تلاشی است برای احیای حیثیت هستی­محور دین و بازآفرینی جهان زیست عدالت محور. ازاین رو، پرسش محوری پژوهش چنین شکل می گیرد: در چه فرایندی این نامه ها به مثابه کنش گفتارهایی ریشه دار در عقلانیت وحیانی – قادرند دوگانگی وجودی «امر واقع» و «امر مفروض» در نظم رسانه ای سرمایه دارانه­ی غرب را واسازی کنند و درعین حال، بدیلی تمدنی غیرلیبرال را به آگاهی عمومی عرضه نمایند؟ به منظور پاسخ به این پرسش، پژوهش حاضر با اتخاذ هرمنوتیک انتقادی کوئینتن اسکینر، به تبارشناسی مفاهیم و تحلیل مضمون چندسطحی پرداخته و از رهگذر داده های اسنادی، ۹۰ مضمون پایه استخراج شده که در قالب ۱۰ مضمون میانجی و چهار مضمون فراگیر – شامل هراس سازی هویتی– تمدنی، مهندسی ادراک، نقد نظام سلطه و صهیونیسم و تبیین حکمرانی اسلامی – دسته بندی شده اند. این چارچوب، مسیر فهم کارکرد گفتمانی نامه ها را روشن کرده است. یافته ها نشان می دهد که نامه ها، با انتخاب آگاهانه ی جوانان غربی به عنوان «سوژه های گسست از روایت رسمی» و با برساخت شبکه ای از مفاهیم بدیل، نه تنها نقدی ساختاری بر نظم موجود وارد می کنند، بلکه مرزهای شناخت و هویت را جابه جا ساخته و افقی تازه برای بازاندیشی در ذات و غایت تمدن بشر می گشایند. بدین سان، این نامه ها به منزله ی مداخله ای گفتمانی–تمدنی، «حجاب حقیقت» را از بنیان های معرفتی و هنجاری مدرنیته برمی دارند. درنهایت، نتایج پژوهش نشان می دهد «سیاست متاله» در قالب نامه نگاری راهبردی، ظرفیت آن را دارد که همچون یک «معرفت–کنش» عمل کرده و نه فقط به عنوان الگویی نظری، بلکه به مثابه روشی عملی در دیپلماسی عمومی جهان اسلام، بنیان های هستی شناختی و هژمونیک نظم غربی را در سطحی هم زمان نظری و عینی به چالش کشد و مسیر گذار به نظمی چندصدایی، عدالت محور و الهی را هموار نماید.

نویسندگان

سید زکریا محمودی رجا

استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.