تحلیل گفتمان بازنمایی تئاتر درسی در اسناد بالادستی آموزش و پرورش ایران
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 72
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HEPCONF09_058
تاریخ نمایه سازی: 25 خرداد 1405
چکیده مقاله:
هدف این پژوهش، واکاوی نقش و بازنمایی «تئاتر درسی» در اسناد سیاستی آموزش و پرورش ایران است. پرسش اصلی آن است که تئاتر درسی در گفتمان حاکم بر اسناد بالادستی، عمدتا به مثابه چه ابزاری تصویر می شود: ابزاری برای توانمندسازی انتقادی یادگیرندگان یا مکانیسمی برای تحقق اهداف حکمرانی آموزشی؟ این مطالعه از چارچوب «تحلیل گفتمان انتقادی» (فرکلاف، ۱۹۹۲) و مفهوم «حکومتمندی» فوکو (۱۹۹۱) بهره می برد تا لایه های ایدئولوژیک و قدرت نهفته در بازنمایی این رویکرد آموزشی را آشکار سازد (رضوی و همکاران، ۱۴۰۰). روش تحقیق، کیفی از نوع تحلیل گفتمان است و جامعه آماری آن شامل سه سند کلیدی است: «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش»، «برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران» و «سند نقشه جامع علمی کشور». داده ها با تکنیک تحلیل محتوای کیفی جهت دار و با تمرکز بر استعاره ها، تقابل های دوتایی و فرایندهای حذف و حاشیه رانی، مورد بررسی قرار گرفتند (سلطانی، ۱۳۹۸). یافته های کلیدی نشان می دهد که تئاتر درسی در این اسناد، عمدتا در خدمت گفتمان «مهندسی فرهنگی» و «انتقال ارزش های هویتی» (آیینی نام و باقری، ۱۳۹۶) بازنمایی شده است. کارکردهای مهارتی و خلاق آن به حاشیه رانده شده و بر کارکردهای انتقالی، کنترل کننده و یکسان ساز آن تاکید شده است (Jorgensen & Phillips, ۲۰۰۲). در نتیجه، این پژوهش نشان می دهد که علیرغم اشارات مثبت به فعالیت های نمایشی، روح حاکم بر اسناد، تئاتر درسی را نه به عنوان یک «پداگوژی انتقادی» (Freire, ۲۰۰۰)، بلکه به عنوان یک «فناوری نرم» برای تحقق اهداف دولت آموزشی و بازتولید نظم گفتمانی مسلط مفهوم سازی کرده است. این امر، شکاف عمیقی بین پتانسیل های رهایی بخش تئاتر درسی و تصویر ارائه شده از آن در اسناد سیاستی ایجاد می کند.
کلیدواژه ها:
تئاتر درسی ، تحلیل گفتمان انتقادی ، اسناد بالادستی آموزش و پرورش ، بازتولید فرهنگی ، برنامه درسی پنهان ، سیاستگذاری آموزشی
نویسندگان