مروری بر کارکردهای روان شناختی رابطه عاطفی معلم-دانش آموز در آموزش ابتدایی: رویکردی مبتنی بر نظریه های دلبستگی و خودتعیین گری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 79

فایل این مقاله در 6 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HEPCONF09_056

تاریخ نمایه سازی: 25 خرداد 1405

چکیده مقاله:

رابطه عاطفی میان معلم و دانش آموز در دوره ابتدایی، یکی از عوامل کلیدی در ایجاد محیط یادگیری ایمن، تقویت انگیزش درونی و بهبود کیفیت فرایند یاددهی-یادگیری است. پژوهش حاضر با هدف مروری سیستماتیک بر کارکردهای روان شناختی این رابطه (ایجاد امنیت روانی، کاهش اضطراب تحصیلی و افزایش مشارکت آموزشی) انجام شده است. این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی و مروری بر پایه تحلیل منابع علمی معتبر (مقالات Magiran, ISI, Scopus, SID در بازه ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵) است. یافته ها نشان می دهد که بر اساس نظریه دلبستگی (Bowlby, ۱۹۶۹) و نظریه خودتعیین گری (Ryan & Deci, ۲۰۱۷)، حمایت عاطفی معلم نیازهای اساسی روان شناختی دانش آموزان (خودمختاری، شایستگی و ارتباط) را تامین می کند و به طور معنادار با افزایش انگیزش درونی (۰.۳۲ (r ≈)، درگیری تحصیلی و کاهش مشکلات رفتاری مرتبط است. مطالعات طولی اخیر نیز تایید می کنند که رابطه مثبت معلم-دانش آموز، به ویژه در دانش آموزان آسیب پذیر (اقتصادی-اجتماعی پایین یا با نیازهای ویژه)، به عنوان عامل حفاظتی در برابر ترک تحصیل زودرس عمل می کند. در بافت آموزش ابتدایی ایران، با توجه به تمرکز سنتی بر جنبه های شناختی، توجه بیشتر به ابعاد عاطفی می تواند کیفیت نظام آموزشی را ارتقا دهد. پیشنهاد می شود برنامه های آموزش ضمن خدمت معلمان بر مهارت های همدلی، گوش دادن فعال و حمایت عاطفی تمرکز کند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

فاطیما حسینی

پردیس فاطمه الزهرا (س) اهواز، مرکز بهبهان، واحد خواهران